درس‌هایی که از تخته نرد می‌توان گرفت

(0)
تخته نرد یا به قول خارجی‌ها Backgammon چیست؟
نوعی بازی دو نفره است که به درد اوقات فراغت می‌خورد که هم می‌توانیم بازی کنیم و گذر زمان را فراموش کنیم، هم لذت ببریم، هم نوعی شانس را تجربه کنیم و بدانیم که اگر موقعِ استفاده از شانس‌ها زرنگ نباشیم، به احتمال زیاد شکستِ تلخی را تجربه می‌کنیم و همیشه حسرت به دل خواهیم ماند.

اطلاعات زیادی در مورد تخته نرد نمی‌دهم چون اگر آن را بلد باشید، حرف‌های من برای‌تان خنده‌دار است و اگر هم بلد نباشید، حرف‌های من برای‌تان نامفهوم است چون باید بارها و بارها پای بازی تخته‌بازها بنشینید تا از چون و چند ماجرا سر در بیاورید.
(اگر خواستید حریفی تمرینی برای خودتان انتخاب کنید و عقده‌های‌تان را بر سَرِ او خالی کنید و او را بِبرید، من در خدمتم.)

(1)

درس اولی که من از تخته نرد گرفتم، این است که:

زندگی ترکیبی است از آمادگی فکری و شانس (به نظر من: 80درصد آمادگی و بازی خوب، 20درصد شانس). اگر خیلی هم خوش‌شانس باشید و تاس‌های خوب بیاورید و حریف‌تان هم بدشانس باشد و تاس‌های بد بیاورد، باز هم تضمینی نیست که شما برندۀ بازی باشید. شاید حرفم را باور نکنید اما تا بازی نکنید احتمالاً حرف من را با گوشت و پوست و خون‌تان درک نکنید.

(البته همیشه استثناء وجود دارد و ممکن است بگویید اگر کسی مدام تاس‌های جفت بیاورد، باز هم فکر می‌کنی بازندۀ بازی باشد؟ مطمئناً جوابم منفی است اما ما در اینجا در مورد قواعد و قوانین بحث می‌کنیم نه در مورد استثناءها.)

هرچند قبلاً هم به تعبیری گفته بودم که به شانس اعتقاد ندارم ولی خودم را آدم بسیار خوش‌شانس (و به قول دوستان گرمابه و گلستانم: خرشانس) می‌دانم.

(2)

درس دوم:

اگر به این بازی (شما بخوانید: کار) علاقه داری و در عین حال اگر کنجکاو هستی تا چند بار بازی کنی، آن را امتحان کن تا بعداً روی دلت نماند و حسرت به دل نمانی. اما اگر مطمئن شدی به آن علاقه نداری و اگر به این نتیجه رسیدی که برای تو هیچ منفعتی ندارد، دیگر به فکر این بازی نباش.

(3)

درس سوم:

قبول کنیم که بعضی از حرکات و بعضی از کارهایی که هر شخص انجام می‌دهد سلیقه‌یی است و نباید کسی را به خاطر بازی‌یی که از نظر ما اشتباه است، سرزنش کنیم.

مثلاً اینکه اگر کسی چند باری تخته بازی کرده باشد، می‌داند که بازیِ درست و اصولیِ 6 و 1 در ابتدای بازی چیست اما ممکن است کسی به این اصول پایبند نباشد و طرز فکر دیگری در سر داشته باشد.

می‌توانیم به او بازیِ درست را توضیح دهیم و بگوییم اگر این بازی را انجام می‌دادی، بهتر بود اما نباید او را سرزنش و بدتر از آن مجبور کنیم تا حتماً دفعه‌های بعد چنین بازی‌یی انجام دهد چون اصلاً به ما ربطی ندارد. اگر ما کارمان را خوب بلدیم، بهتر است برندۀ بازی باشیم تا خود طرف بعداً‌ از ما راهنمایی و مشورت بخواهد.

این مسأله را می‌توان به حوزه‌های زیادی گسترش داد. مثال‌های بیشتر را به ذهن خودتان واگذار می‌کنم.

(4)

درس چهارم:

تخته‌باز مبتدی (ناشی) کسی است که همیشه یک سبک بازی را انجام می‌دهد (مثلاً یا ریسک‌پذیر است و تهاجمی بازی می‌کند یا ریسک‌گریز است و تدافعی بازی می‌کند) اما تخته‌باز حرفه‌ای کسی است که بر اساس بازیِ طرف مقابل و بر اساس شرایط بازی (اینکه مثلاً تا اواسط بازی امکان برنده شدن او بیشتر است یا حریف مقابل) تصمیم می‌گیرد که چه سبک بازی‌یی را انجام دهد.

(5)

درس پنجم:

گاهی اوقات اگر ببازیم هم کسی به خود اجازه نمی‌دهد که تنبیه‌مان کند و حتی پیش خودمان نیز روو سفید خواهیم بود. مهم این است که با تمام قوا بازی کنیم و تمام تلاش‌مان را بکنیم.

(6)

درس ششم:

هدف،  بازی کردن  و لذت بردن است. ممکن است برای کسی هدف برنده شدن باشد اما اگر همیشه درگیر برد و باخت باشید،‌ نمی‌توانید از بازی آنچنان که باید لذت ببرید.

(7)

و درس آخر اینکه:

جنبۀ باخت داشته باشید و انتقاد پذیر باشید. من هروقت که پیش یک بازیکن حرفه‌ای می‌نشینم، سعی می‌کنم شاگرد او باشم و تا می‌توانم از او یاد بگیرم.

اگر تازه به این بازی علاقه‌مند شده‌اید، به جای اینکه بیشتر به دنبال برنده شدن باشید، بیشتر به دنبال یادگیری و کمتر کردن نقاط ضعف خود باشید. بالأخره روزی فرا می‌رسد که شما هم برندۀ میدان باشید.

7 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام برادرعزیز
    خیلی دلم برات تنگ شده بود.فک کردم رفتی داری،دوران تجاوز جنسی رو پشت سر میذاری(سربازی)البته نوعش تجاوز به عنفه.
    خیلی خوشحال شدم سیناجان.

دیدگاهتان را بنویسید

istanbul escort istanbul escort bursa escort istanbul escort