saç protezi بایگانی‌ها بوق - دست نوشته های سینا شهبازی

شهر بدونِ بوق‌ها

شهر بدونِ بوق‌ها

چشمانتان را ببندید و تصور کنید که در شهری رانندگی می‌کنید که رانندگان آن، وقیحانه و با قیافه‌یی حق به جانب (حتی اگر کاملاً حق با آنها باشد) نمی‌خواهند با صدای دلخراش بوق ماشین یکدیگر را صدا بزنند و یکدیگر را آزار دهند و این چنین به حریم یکدیگر تجاوز کنند. ادامه ی مطلب

مسافر کِشی

مسافر کِشی

چند شب پیش که از محل کارم به سمت خوابگاه‌مان برمی‌گشتم، مثل همیشه گوشۀ خیابان منتظر ایستادم تا ماشینی بوق بزند (در واقع راننده‌یی بوق بزند) و بخواهد از من مسیرم را بپرسد تا اگر هم‌مسیر بودیم، من را سوار کند. ادامه ی مطلب