اهداف مان را لو بدهیم یا نه؟

اهداف مان را لو بدهیم یا نه؟

از دیرباز که اساتید موفقیت به من و امثال من می‌خواستند دربارۀ اهمیت برنامه‌نویسی و مکتوب کردن آرزوها و چه بسا رؤیاها به ما مطلبی بگویند، همیشه با دو طرز تفکر متناقض روبه‌رو می‌شدم و هرکدام نیز موافقین و مخالفین خودش را داشت.

دربارۀ “گفتنِ اهداف خودمان به اطرافیان” نیز روایات متعددی وجود دارد، البته خوشبختانه نه به تعداد آدم‌های روی کرۀ زمین. ادامه ی مطلب

این خستگی کاذب لعنتی

این خستگی کاذب لعنتی

عصبانیت بنده را می‌بخشید. ولی هروقت به یاد چنین اوقاتی می‌افتم، اوقاتم تلخ می‌شود.

آیا تا به حال برای‌تان پیش آمده که دیر از خواب بیدار شوید و مجبور شوید از انجام بعضی کارهایی که به نظرتان بسیار مهم هستند، صرف‌نظر و چشم‌پوشی کنید؟

آیا برای‌تان اتفاق افتاده که بخواهید سر ساعت مشخصی بیدار شوید و برای دقیقه به دقیقۀ آن روزتان برنامه‌ریزی سفت و سختی نیز کرده باشید اما ناگهان با خواب ماندن یا به هر دلیل دیگری نتوانید برنامه‌تان را بر طبق آنچه مد نظرتان بوده، پیش ببرید؟

آیا شما هم این وقت‌هایی را که احساس می‌کنید زمین و زمان دست به دست هم داده‌اند تا نگذارند شما به کارتان برسید را تجربه کرده‌اید؟

هیچ نگران نباشید. فقط خواستم بگویم شما تنها نیستید. من هم یکی از این افرادی هستم که این اتفاق‌ها برایش بارها و بارها افتاده و از قرار معلوم، قرار است بارها و بارهای دیگر هم اتفاق بیفتد.

در این زمان‌های تلخ و لعنتی‌یی که می‌خواهند من را گول بزنند که “انگار تدبیر همۀ امور از دستم خارج است و نمی‌توانم مابقی زمانم را کنترل کنم و آن روز را به بهترین وجه ممکن به پایان برسانم”، چه کار می‌کنم؟

تنها راهکاری که فکر می‌کنم برای من ،تا امروز که از خدا عمر گرفته‌ام، مفید بوده است، همین است که می‌نشینم و به هر زور و ضربی به خودم می‌قبولانم:

قبول. به برنامه‌ام گند خورد. نتوانستم آن “بهترین‌ها”یی که تصور می‌کردم را انجام دهم اما می‌تواند از این لحظه به بعد، بهترینِ خودم را انجام دهم و روزم را به پایان برسانم.

لطفاً به این جمله ساده‌انگارانه و سطحی نگاه نکنید. به شخصه، برای کسی که قدرت انجام چنین کاری را داشته باشد و بتواند خودش و گذشته‌اش را ببخشد و سعی کنم تمام توان خود را برای آنچه در اختیار اوست بگذارد، احترام بسیار زیادی قائلم و حاضرم سر تعظیم جلوی او فرود بیاورم.

شاید از هر ده موقعیت، در بهترین حالت بتوانم در دو موقعیت مذکور چنین واکنشی از خود نشان دهم اما شیرینی انجام چنین کاری در همین دوبار برایم آنچنان دوست‌داشتنی بوده است که احساس کردم بد نیست چنین تجربه‌ای را با شما به اشتراک بگذارم.

نقل قولی به خاطرم آمد که بعید می‌دانم صحت داشته باشد اما گفتن‌ش را خالی از لطف نمی‌دانم.

شنیده‌ام که در روز قیامت، خداوند می‌گوید: ای بندگان محبوب من، من از گناهان شما گذشتم. شما نیز کوتاهی‌های یکدیگر را ببخشید تا وارد بهشت شوید. ولی امان از ما بندگان سرکش که حاضر نمی‌شویم از سر تقصیرات یکدیگر بگذریم…

اینجاست که می‌گویند: شاه می‌بخشد ولی شیخ علی خان نمی‌بخشد (+).

امیدوارم بتوانیم هرازچندی در این شرایط، خودمان را مستحق مجازات ندانیم و گوشه چشمی هم به خود داشته باشیم و بتوانیم خودمان را ببخشیم. شاید با این برخورد و این نگاه، بتوانیم مابقی‌ روزمان را در بهترین وجه ممکن به پایان برسانیم.

از صمیم قلبم دعا می‌کنم باقیمانده‌های روزتان مطابق میل‌تان پیش برود.

ارادتمندِ شما،
سینا شهبازی.

istanbul escort istanbul escort bursa escort istanbul escort