saç protezi بایگانی‌ها اسنپ - دست نوشته های سینا شهبازی

مسافر کِشی

مسافر کِشی

چند شب پیش که از محل کارم به سمت خوابگاه‌مان برمی‌گشتم، مثل همیشه گوشۀ خیابان منتظر ایستادم تا ماشینی بوق بزند (در واقع راننده‌یی بوق بزند) و بخواهد از من مسیرم را بپرسد تا اگر هم‌مسیر بودیم، من را سوار کند. ادامه ی مطلب