üsküdar evden eve nakliyat

کارهای حال‌خوب‌کُن

بعضی از کارها و بعضی از حرف‌ها حتی اگر تکراری هم باشند، باز هم حال آدم را خوب می‌کنند. من این کارها را “کارهای حال‌خوب‌کُن” نام‌گذاری می‌کنم.

یکی از این کارهای حال‌خوب‌کُن این است که با حرف‌هایت به اطرافیان حال خوبی را منتقل کنی، همین.

قرار نیست شق‌القمر کنیم یا هزینه‌های میلیونی کنیم تا بتوانیم حال یک نفر  را خوب کنیم. همین که خودمان خوب باشیم و با دیگران خوب رفتار کنیم، احتمالاً حال دیگران را خوب خواهیم کرد.

مسئول خوابگاه ما (آقای صفری) فردی است بسیار متشخص و فهمیده. جزو معدود افرادی است که در دستگاه دولتی فعالیت می‌کند و واقعاً کارت را راه می‌اندازد و دغدغۀ تو،‌ دغدغۀ او هم خواهد بود.

خاطرم هست وقتی برای حال و احوال‌پرسی پیش او رفته بودم، دانشجویی آمد و گفت اتاق ما جاکفشی ندارد. او هم جاکفشی اتاق خودش را به او داد و گفت برو ما نیازی به این نداریم. نه اینکه نیاز نداشت، اما احساس می‌کرد نیاز بقیه مهم‌تر از نیاز خودش است و لذا سعی کرد حال آن دانشجوی نیازمند را خوب کند.

خاطرم هست یکبار رفتم و به او گفتم چراغ‌های سالن مطالعه کم‌نور هستند و فلان و بهمان. او هم برگشت و یکی از مسئولین خوابگاه را با من همراه کرد و به او گفت: هر مشکلی که آقا سینا (من رh می‌گفت) مدنظرش بود رو درست کنید بی‌زحمت. ایشان نمایندۀ من هستند و هرچه بگویند، حرف‌شان برای من سند است.

از آن روز به بعد هروقت مرا می‌دید، از من می‌پرسید (و هنوز هم می‌پرسد): آقا سینا؛ مشکلی نیست؟ همه چیز توی خوابگاه خوب است؟ هرچیزی که هست در خدمتم.

او با این خوش‌خدمتی و با این حُسن برخوردش قرار نبود به حقوقش اضافه یا از حقوقش کم شود اما همیشه حال من را خوب می‌کرد و مطمئنم حال بقیه را خوب می‌کند و هروقت با بچه‌ها می‌خواهیم در مورد شخصیت این بزرگوار صحبت کنیم، همه از شخصیت ایشان تعریف می‌کنیم و همه لذت می‌بریم.

ضمن اینکه ایشان به یک نکته توجه زیادی می‌کند و آن اینکه سعی می‌کند با طرف مقابل به اسم کوچک (مثل همان آقا سینا) صحبت کند تا به این طریق، احساس صمیمیت خود را به طرف مقابل منتقل کند.

شاید عجیب به نظر برسد اما من هربار که اسم کوچکم را از زبان ایشان می‌شنوم، قند توی دلم آب می‌شود از بس که ایشان با امهر و محبت هستند. نه صرفاً‌ با منِ نوعی، که با همۀ دانشجوها.

از اینها گذشته، تکیه کلام جالبی داشت که هنوز هم دارد و واقعاً حال من یکی را که عجیب خوب می‌کند. وقتی صحبت‌مان تمام می‌شود و وقتی می‌خواهیم با هم دست بدهیم و خداحافظی کنیم، همیشه با خوشرویی و چهره‌یی خندان می‌گوید:

خیلی خوشحال شدم که دیدمت. خوشحال شدم که صداتو شنیدم (سینا جان).

البته ایشان یک مثال بود از هزاران مثالی که به ذهنم رسید. به تعداد آدم‌های روی زمین راه هست برای خوب کردن حال اطرافیان. فقط باید خودمان بخواهیم که حال دیگران را خوب کنیم.

8 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

    1. واقعاً خوشا به سعادتم. هم به خاطر این آقا هم به خاطر دوستانی که توی وبلاگم پیدا کردم. واقعاً حاضر نیستم دوستای وبلاگیم رو با هیچ چیز و هیچ کس عوض کنم…
      بعدشم خواهرم نیت کن درست میشه :))

  1. خیلی حس خوبیه بودن همچین فردی تو خوابگاه.. یه خانمی هم تو خوابگاه ما هست خیلی خوب و مهربونه همه ی دانشجوها هم بهش میگن مامان جون😊

    1. آره واقعاً چنین آدم‌های نازنینی باعث میشن کمتر دوری از خانواده رو احساس کنی و احساس می‌کنی توی این شرایط و کنار این آدما هم کنار خانوادۀ خودت هستی.
      مامان جون :)) خدا حفظشون کنه.

  2. چقد خوبه واقعا این کارها دلتنگی توی خوابگاه رو کم میکنه یکم:)سینا به نظرم بهش بگو احساستو اینطوری تشویق میشه و حال اونم خوب میشه

    1. باهات موافقم هم دلتنگی رو کم می‌کنه هم دل آدم رو قرص می‌کنه 🙂
      روم نمی‌شه ولی چشم تلاشمو می‌کنم ببینم چیکار می‌کنم :))
      البته اون مطمئنم همیشه حالش خوب می‌مونه و نه با این شدت ولی همیشه ازش تشکر کردم…

پاسخ دهید

instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi
cam bölme duvar ofis cam bölme sistemleri modüler bölme duvar Taç perde modelleri