üsküdar evden eve nakliyat

همه چیز را باهم قاطی نکنیم

تا یک زمانی فکر می‌کردم هرکسی که حجاب مناسبی ندارد، حتماً خدا را هم قبول ندارد. البته نه با این شدت، ولی واقعاً احساس می‌کردم آنهایی که محجبه‌تر هستند، لزوماً قرار است با خدای خودشان نیز ارتباط بهتری برقرار کرده باشند. ولی آنقدر مثال نقض دیدم که فهمیدم اعتقاد به خدا را نمی‌توان بر اساس یک مقنعه یا روسری یا شال یا مانتو یا هرچیز دیگری سنجید. خیلی چیزها فراتر از آن چیزی است که ما در ظاهر می‌بینیم.

تا یک زمانی احساس می‌کردم که اگر کسی به خدا اعتقاد ندارد، برای شهدای سرزمین‌اش که خون‌شان را فدای آیندگان کرده‌اند، چندان ارزشی قائل نیست اما وقتی اشک چندین و چند نفر از آنها را دیدم، به حال خودم تأسف خوردم و متوجه شدم که اشتباه فکر می‌کرده‌ام.

تا یک زمانی گمانم بر این بود که هرکسی که درس نمی‌خواند، لابد یا تنبلی می‌کند و درس نمی‌خواند یا اینکه اصلاً درس و دانشگاه برایش مهم نیست و با فشار خانواده یا شاید هم صرفاً به خاطر گرفتنِ مدرک به دانشگاه آمده است.
(هرچند هنوز هم معتقدم خیلی‌ها صرفاً به خاطر مدرک به دانشگاه می‌‌آیند اما پس از مدتی متوجه شدم که اگر کسی درس نمی‌خواند، ممکن است واقعاً بخواهد درس بخواند و صرفاً فرصتِ این کار را نداشته باشد. چه بسیار بزرگوارانی را دیدم که نمره‌شان از بقیه کمتر بود اما بسیار “مرد‌تر” از بقیه بودند چراکه مجبور بودند کار کنند و خودشان خرجیِ خودشان را فراهم کنند.)

تا یک زمانی به اشتباه خیال می‌کردم هرکسی که ریش دارد، بچه حزب‌اللهی است. اما چندسالی طول کشید تا فهمیدم همین آدم‌های ریشو، خیلی‌های‌شان چه آدم‌های عوضی‌یی هستند که پشتِ نقابِ ریش، خودِ عوضی‌شان را پنهان کرده‌اند و چه کارهای عجیبی می‌کنند که هیچ آدمِ عوضی‌یی به خودش جرأت نمی‌دهد که چنین کارهایی را انجام بدهد.
زمان لازم بود تا بفهمم خیلی از این “بسیجی‌ها”، اصلا و ابدا بسیجی نیستند و صرفاً در ظاهر بسیجی هستند، آن هم احتمالاً به جبرِ جامعه و برای پیشبرد برخی اهداف پلیدشان.

حتی امروزه به این باور رسیده‌ام که هرکسی هیأت علمیِ فلان دانشگاه معروف است، لزوماً قرار نیست آدم باشعور و بادرک و کمالاتی باشد. بازی روزگار ممکن است کاری کرده باشد تا چنین آدمی، در چنین جایگاهی قرار داشته باشد. چه بسا کسی که در یک شغل بسیار معمولی قرار دارد، درک و شعورش از این هیأت علمیِ تحصیل کردۀ با مدرکِ دکترا به مراتب بیشتر باشد.

دوستانی دارم که هنوز فکر می‌کنند شیعه‌ها یا سنی‌ها فلان عیب را دارند اما دیرزمانی است که به این باور قلبی رسیده‌ام که “آدم بودن” فارغ از این برچسب‌هایی است که به یکدیگر می‌زنیم. به شخصه دوستانِ سنی‌یی داشته‌ام که حاضر بوده‌ام تمام عمرم را در کنار آنها بگذرانم تا از آنها کسب تجربه کنم و از آنها سبک زندگی یاد بگیرم.

کاش زودتر از این‌ها می‌فهمیدم که نباید خیلی چیزها را با یکدیگر قاطی کرد.

8 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. مشکل از جایی شروع شد که با عقل گرام رو گذاشتیم در اختیار دو عدد چشم. عقل کلا رفت کنار و همه چیز شد چشم و ظاهر بینی، قضیه ای که شدیداً خیلیا رو درگیر خودش کرده و خوب بودن یا نبودن یا بگم آدم بودن یا نبودن رو از روی ظاهر فرد مشخص می کنن اگه تیپ مورد پسند اونا باشه میشه خوب و خلاف اون میشه بد.

    1. متأسفانه این مشکل الآن دامن‌گیر خیلی‌ها شده، خیلی‌هایی که تا باهاشون حرف نزنی، متوجه نمیشی به این (به قول من) “بیماری” مبتلابه هستن.
      البته این مشکل رو توی سیاست هم باهاش خیلی مواجهیم و فکر میکنم برای همینه که خیلی از سیاست بدم میاد!

  2. سینا جان کاملا درست نوشتی، از روی ظاهر نمیشه تشخیص داد طرف چجور آدمیه، اینطوری فقط قضاوت الکی کردیم و ب قول خودت خیلی چیزا رو باهم قاطی میکنیم.

    1. لیلای عزیز
      خیلی خوشحالم که بعد از مدت‌ها دارم دوباره می‌نویسم و اسمت رو اینجا می‌بینم.
      البته قضاوت هم یه وقتایی ناخودآگاه انجام می‌شه اما همین که این نکته رو پس زمینۀ ذهن‌مون داشته باشیم، به نظرم خیلی خوبه. خودم توی این مورد خیلی ضعف دارم و دارم روش تمرین می‌کنم که همه چیزو قاطی نکنم 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi
cam bölme duvar ofis cam bölme sistemleri modüler bölme duvar Taç perde modelleri