çekmeköy evden eve nakliyat kağıthane evden eve nakliyat maltepe evden eve nakliyat pendik evden eve nakliyat saç protezi کتاب راهنمای من (20): نیکی کردن به عالَم و آدَم - دست نوشته های سینا شهبازی

کتاب راهنمای من (20): نیکی کردن به عالَم و آدَم

امشب با دوستانم بحثی در گرفت حول این موضوع که چرا اکثریت ما ایرانی‌ها فکر می‌کنیم که قوم برتر و تنها قوم هدایت‌یافته هستیم؟ چرا فکر می‌کنیم که بهشت حقّ مسلم ماست و چرا فکر می‌کنیم که هر ایرانی بالأخره بهشتی خواهد شد و هر غیر ایرانی غیر بهشتی؟

البته طبیعتاً هیچکسی پیدا نمی‌شود که اینقدر دُگم و متعصب باشد و چنین حرفی بزند و بنده فقط پیاز داغ این قضیه را کمی زیاد کردم ولی بحث من این است که فکر می‌کنیم هرکسی که ایرانی و مسلمان است، بهشتی خواهد بود و هرکسی که غیر ایرانی و در نتیجه غیر مسلمان است، جهنمی.

بگذریم از اینکه کنار هم قرار دادن ایران و اسلام، آن هم در این دوره و زمانه کار سختی است و شاید بهتر باشد مقام اسلام را این چنین تنزل ندهیم.

در آیۀ 36 سورۀ نساء خداوند جهانیان می‌فرماید:

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی‏ وَ الْیَتامی‏ وَ الْمَساکینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً

و خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه مانده و بردگانِ خود [نیکی کنید]، که خدا کسی را که متکبّر و فخرفروش است دوست نمی دارد. [ترجمۀ استاد مهدی فولادوند]

بعد از خواندن این آیه در دلم گفتگویی در گرفت:

خب خدایا، چه کاری بود؟ یک‌دفعه می‌گفتی به عالم و آدم و به هرکس و ناکسی که به تورتان خورد و سر راهتان قرار گرفت، نیکی کنید، والسّلام.

دیگر چه کاری بود اینقدر حرفت را کِش دادی؟

گذشت و گذشت تا دوستانی که در خارج از کشور (غرب) ساکن هستند، به گوشم رساندند آنجا اوضاع خیلی خوب است. ظاهراً مسلمانی در کار نیست ولی اسلام واقعی آنجاست چراکه آنها خوب یاد گرفته‌اند موقع دیدار به یکدیگر لبخند بزنند، سلام کنند و روز یا شب خوبی را برای همدیگر آرزو کنند.

خوب یاد گرفته‌اند که به راحتی لبخندشان را به دیگری ارزانی دارند و با تمام دغدغه‌های خود، سعی کنند روز خوبی را برای دیگران به ارمغان بیاورند.

و خوب یاد گرفته‌اند که برای نیکی کردن به اطرافیان خود نیازی به انجام کارهای عجیب و غریب و خریدن هدایای گران‌قیمت نیست. همین که خوب باشی و حال دیگری را خوب کنی نیز نوعی نیکی کردن است.

یادم افتاد که سید جمال‌الدین اسدآبادی نیز به زیبایی هرچه تمام‌تر اعتراف کرده بودند که:

در شرق مسلمان دیدم و اسلام ندیدم؛ در غرب اسلام دیدم و مسلمان ندیدم.

البته فکر می‌کنم اگر ایشان در دورۀ ما در قید حیات بودند، احتمالاً سخن گهربارشان را چنین اصلاح می‌کردند که:

در شرق شبه‌مسلمان دیدم و اسلام ندیدم؛ در غرب اسلام دیدم و مسلمان نیز گه‌گاهی می‌دیدم.

فکر می‌کنم ما در فهم و اجرای بعضی از مفاهیم اسلام دچار اشتباه شده‌ایم و به خطا رفته‌ایم.

شاید ساده‌ترین مصداق درک اسلام، عمل به همین آیه باشد که می‌فرماید به این و آن نیکی کنید.

خدا به ما نگفته است که شق‌القمر کنیم و کارهای عجیب و غریب کنیم فقط از ما خواسته است که به هر شیوه‌ای که بلد هستیم، به یکدیگر نیکی کنیم.

همین که روزانه لبخندبه‌لب از خانه خارج شویم و سعی کنیم به غریبه و آشنا سلام کنیم، همین که سعی کنیم با لحنی طنازانه با دیگری (تا جایی که دست‌مان باز است) شوخی کنیم و لبخندی بر لب او بنشانیم، همین که سعی کنیم با حال خوب‌مان حال دیگری را نیز خوب کنیم، همین که اگر کسی از ما کمکی خواست سعی کنیم جواب مثبت به او بدهیم و همین که کاری کنیم تا دیگران احساس کنند با وجود ما دنیا جای بهتری برای زندگی است، به نظرم نوعی نیکی کردن به آدمیان اطراف‌مان هست.

بیایید هرروز و هرلحظه به یکدیگر نیکی کنیم (+).

ارادتمندِ شما،
سینا شهبازی

10 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سینا جان
    موضوع جالبی رو مطرح کردی.درمورد کلمه احسان بگم که،یک معنیش ینی خوبی ونیکویی .ولی اینکه مصادیقش چیه؟خی جای سوال هست؟وباز ببین احسان چقدرخوبه:حضرت علی(ع) در نهج البلاغه درباره تفاوت رعایت عدل با رعایت احسان می فرماید: «العدل الانصاف و الاحسان التفضل؛ عدل رعایت انصاف و احسان انعام و بخشش است.میبینی حتی ازعدالت هم بالاتر هست.
    اما درمورد مقایسه با اروپا وجاهای دیگه خدمتت عرض کنم،که فک نکنم اینجا بشه به هرکی میرسیم لبخند بزنیم !وبراش روز خوبی رو ارزو کنیم!فک کن رفتی پارک ورزش ،به یه دخترخانم با دوستاش میرسی ،بهش لبخند بزن وبراش ارزوی روز خوبی رو داشته باش.به نظرت میشه؟!من میگم عرف ما خیلی این موارد رو نمیپذیره !به نظرم همینکه به دوستانمون،اونایی که میشناسیم لبخند بزنیم،خیلی بهتره،حداقل عواقب نداره!!!تو اروپا همونجوری بزرگ شدن،ولی ماچی؟به نظرم به این سادگی هم نمیشه اینا روعملی کرد!من یه مدت صبح های زود میرفتم پارک ورزش،این کاررو انجام دادم خیلی فید بک جالبی نگرفتم!

    1. جعفر نازنین،
      چه روایت جالبی رو مطرح کردی، تا حالا نشنیده بودم. فقط نفهمیدم چجوری نتیجه گیری کردی که احسان از عدل بالاتره؟ فکر کنم یه خرده توی فهم متن عربی مشکل دارم.
      حالا نه به هرکی ولی توی همین موردی که تو گفتی، اگر سر صحبت باز شد و یه سلام علیکی بین‌مون رد و بدل شد، بد نیست موقع خدافظی یه همچین چیزی بگیم ولی اگه همینجور 4تا دختر (که تصادفاً خوشگل هم هستند از شانس خوب ما) رو دیدیم و بخوایم یهو بگیم روز خوبی داشته باشین، هم اون بنده خدا حق داره فکر بد بکنه هم خودمون باید به هدف‌مون شک کنیم. البته مطابق شرایط ایران رو عرض کردم.
      قبول دارم فرهنگ ما با اونا خیلی تفاوت داره ولی فکر می‌کنم خیلی چیزها رو می‌شه اصلاح کرد ضمن اینکه به نظرم جامعه داره به همین سمت حرکت می‌کنه، البته منظورم از جامعه مردمان تهران هستن که اطراف من زندگی می‌کنن.
      طبیعیه که به این زودی فیدبک جالبی نمی‌گیری ولی خب به نظرم می‌شه همچین کاری رو از خودمون شروع کنیم.
      راستی خیلی کنجکاو شدم ببینم این فیدبک نه چندان جالبت چی بوده 😀

      1. نه ببین فهم عربی همون چیزی هست که گفته شده تو هم درست فهمیدی.یکم نیاز به تفسیر داره که من نگفتم!!!سریع نتیجه شو گفتم!(راستش فک نمیکردم این متن رو برات فرستاده باشم !!یادم رفته بود!)ببین درعدالت پاداش وجزا به اندازه عمل است ینی انچه برعهده توست انجام دهی وانچه حق تو ست بگیری.اما احسان ینی انچه بیش ازوظیفه توست انجام بدی وکمترازانچه حق توست بگیری!یه جورایی میشه کار پیغمبری.نمیدونم قضیه اون کوک پنجم رو شنیدی رو یانه؟میگن پیغمبرا برای کوک پنجم اومدن.مثلا فک کن شما کفاشی!شخصی بهت رجوع میکنه که کفششو درست کنی،شما میگی کفشت 4کوک میخواد 200تومن.حالا اگه 3کوک بزنی و200بگیری تقصیر کردی 4کوک بزنی و200بگیری وظیفه تو انجام دادی ولی اگه5کوک بزنی و200بگیری کارپیغمبری کردی!ینی بیش ازانچه وظیفه توست.(فک کنم علامه جعفری گفته).این میشه تفاوتش
        اون فید بک هم داستان داره!!!(نگیم بهتره)ولی به نظر من اره شهر خیلی موثره مثلا درمورد تهران شاید بشه اجرا کرد.

        1. هرچی می‌کشیم از همین تفاسیره 😀
          به نظرت می‌شه توی این دوره و زمونه اینطوری زندگی کرد هنوز؟ به نظرت اینجور چیزی جنسش کمی از جنس ساده‌انگاری نیست؟
          به خصوص اینکه بخوای همیشه همینطور رفتار کنی.
          یادت باشه بعداً اگه حوصله داشتی داستانش رو ایمیل کنی برام. یا همینجا پیام بذار و اولش بنویس “این پیام خصوصی است” تا وقتی خوندم، بدونم که نباید تأیید کنم.
          خلاصه اینکه من رو توی این شرایط خماری قرار نده 🙂

          1. والله نمیدونم!البت من خودمم بازاری هم نیستم ببینم این کار اجرامیشه یانه:)!من مثالشو مالی زدم تا تو درک کنی،ولی ببین همین خوبی هم که تومیگی همینه!الان بنظر تو زندگی مشترک عدالت جاریه؟یا احسان؟اگه عدالت باشه تو چجوری میتونی اون دوره بارداری همسرتو جبران کنی؟اون همه سختی؟یا بعد تولد بچه؟ یه چیزی حواست باشه همیشه،فلسفه خیلی ازاین موادراین نیست که عین اون مورد رو اجرا کنیم!بلکه گسترش او ن هم مهمه مطابق زندگی امروز!پشت قضیه احسان یه نوع ایثار ،فداکاری و…هست که تو عدالت نیست!حالا اونجا مثالش مالی هست ولی تو میتونی تو مسائل غیرمالی پیادش کنی.اینا همش به همون هدف زندگیت برمیگرده!من فک میکنم البته خودم کاملا اجراش نکردم،نتیجه احسان آرامش باشه .حالا بنظراره میشه حداقل تو مسائل غیرمالی اجراش کرد(البته ماتو مالی هم اجرا هم کردیم (تو کشاورزی)برخلاف اونی که فک میکنی نتیجه اش میشه،معمولا اتفاقا درامدت بیشتر میشه!!!)ودرضمن یادت باشه ،میگن ازهردست بدی ازهمون دست میگیری!من فک میکنم به اون نتیجه دلخواه برسی.البته میگم اون هدفه مهمه.مثلا بخوای خرپول باشی باید خوب روش فک کنی:))))

            1. سؤالم رو با سؤالی جواب دادی که واقعاً تا حالا بهش فکر نکرده بودم (موضوع عدالت توی زندگی مشترک).
              فعلاً جوابی بهش ندارم و ترجیح می‌دم این سؤال توی ذهنم خیس بخوره.
              حرفت رو می‌فهمم و یه جورایی باهات موافقم که پیاده کردن این موضوع توی مسائل غیرمالی (لااقل برای من) یه خرده راحت تره.
              راجع به تجربه‌ای هم که گفتی جالب بود. راستش فراموش کرده بودم این نکته رو که: از هر دستی بدی، از همون دست می‌گیری.
              ممنون که باعث شدی کمی بیشتر فکر کنم به هدف و سبک زندگیم.
              امیدوارم با همین روش احسان و همین روش 5 کوک بتونیم خرپول بشیم 🙂
              (جملۀ آخرت من رو داغون کرد :D)

  2. سعی می کنم زیاد این ور اون ور نظر نگذارم. قرآن و دین دغدغه ی منم هست. ولی انقدر وسیعه بعضی وقتا نمی دونم چطوری شروع کنم و آیا تموم میشه یا نه و وقتی هم شروع می کنم انقدر پراکنده می خونم که وسطاش رها می کنم.
    یکی از درد و دل های خودم هم همینه که همیشه به خدا می گم که چطوری میشه یک انسان که اصلا خدا رو هم قبول نداره، انقدر انسانه، خوب رفتار می کنه، مهربانه یا … ولی یکی که مسلمانه این طوری نیست. بعضی وقتا میگم در اطراف خودم مسلمانی نمی بینم و بعد هم اینکه تو کشور ما مسلمانی انگار خلاصه شده به روزه گرفتن و نماز خوندم و السلام بعدش هرکاری خواستن می کنند. دیروز داشتم یک حدیث می خوندم از امام رضا (ع):
    «عبادت و اطاعت به روزه و نماز زیاد نیست؛ بلکه عبادت، تفکر و اندیشه در کار خدا و اسرار و آثار نظام آفرینش اوست» فکر می کنم همون دنیای غرب هم در این زمینه از ما بهتره. شاید همینه که اونها مسلمان تر هستند.
    راستی این روزها دارم به این فکر می کنم که به دین اسلام کمی کلی تر نگاه کنم. نمی دونم این کار درسته یا نه. یعنی اینکه خیلی ریز نشم و وارد جزئیات نشم چون وقتی وارد جزئیات میشم سوالاتی برام پیش میاد که به جواب نمیرسم و یک نقطه ی تاریک تو ذهنم از دین درست میشه. یعنی اینکه به اسلام به صورت یک کل نگاه کنم نه اینکه دنبال این باشم که کلمه به کلمه برای خودم توجیه پذیر باشه. یک خوشه رو در نظر بگیرید یک خوشه رو نگاه کنم نه یک حبه.
    راستی قبلا تو وبلاگتون نظر گذاشته بودم. در مورد شان نزول سوره ها. این رو هم در نظر بگیرید. شرایط نزول قرآن در اون زمان.
    یک اعتراف. این ها رو که می نویسم می دونم الان یه عده که این جا رو می خونند میگن ببین اینا هنوز تو دین موندند. هنوز دارند در مورد قرآن و خدا و دین و … میگن و عبور نمی کنند. امیدوارم به نتیجه ی خوبی برسید.

    1. اتفاقاً من عاشق این کار هستم. احساس می‌کنم با این خودابرازی هم حال خودم خوب می‌شه هم حال صاحب وبلاگ. یه جورایی یه رابطۀ برد-برد هست.
      البته احتمالاً تو هم دلایل خودت رو داری و هرچی که هست، کاملاً محترمه.
      حرفت رو خیلی خوب می‌فهمم. وقتی ما معتقدیم یک قطره اشک بر امام حسین، تمام گناهان ما رو پاک می‌کنه و می‌شوره (انگار دوغه که بعد از غذا، بشوره ببره)، طبیعیه که با این نگاه غیر سیستمی و اشتباه‌مون، چنین رفتاری داشته باشیم.
      من هم دوست نداشتم وارد جزئیات بشم اما دوستام ازم یه چیزایی پرسیدن که دیدم اونا بیشتر از منی که به قول تو فقط نماز می‌خونیم و روزه می‌گیریم، اطلاعات دارن لذا به رغم میل باطنیم، مجبور شدم.
      آره یادمه توی وبلاگ قبلی بهم این رو گفتی و از اون به بعد سعی می‌کردم تفسیرها رو هم یه خرده بخونم.
      بازم می‌گم هرکسی یه نگاهی داره اما من همیشه به خودم می‌گم: بذار هرچی می‌خوان بگن. بذار بگن که من عقب مونده و دین‌زده ام. من این راه رو انتخاب کردم و دارم سعی می‌کنم بفهمم چی به چیه. بقیه اگر راه بهتری سراغ دارند، بسم‌الله. بیان بهم نشون بدن، اگر اوکی بود من هم می‌رم طرف اونا.
      ممنونم از دعای خیرت. من هم امیدوارم هرکاری می‌کنی، به اون چیزی که دوست داری برسی.

  3. سینا قلمت روونتر شده! چرا نشه وقتی اینهمه همت داری در منضبط نوشتن!
    و یه نقد:‌ بیشتر نوشته هات خیلی بهتر میشن اگه یکی دو خط آخر را ننویسی! یه نگاهی بهشون بنداز. واقعه لازمه اون نصیحته آخر سر ؟ 🙂

    1. نجمه جان،
      هرچی توی وبلاگ قبلی مورد لطف شما و دختر خانم قرار گرفتم، اینجا یه خرده محروم واقع شدم 😉
      جدای از شوخی، خیلی خوشحالم که دوباره اسمت رو اینجا می‌بینم.
      راجع به نظر لطفت هم ممنونم. همیشه معتفد بودم و هستم که: اونایی که قلم‌شون خوبه، کم می‌نویسن و اونایی که قلم‌شون (مثل خودم) خوب نیست، به زور می‌نویسن تا یه چیزی بشن تهش.
      نظرت رو راجع به نوشته‌هات می‌دونی و می‌دونی که عاشق خوندن نوشته‌های نابت هستم، خصوصاً با انتخاب کلمات بی‌نظیرت.
      راست می‌گی. قبول دارم بیشتر شبیه نصیحته ولی سعی کردم یه جوری اون نوشته رو تموم کنم. شاید باید یاد بگیرم یه جوری نوشته رو تموم کنم. راستش احساس می‌کنم اگر مخاطب بخونه و من یهو متن رو تموم کنم، مخاطب بگه چرا هیچ نتیجه گیری نداشت. یه جورایی خیلی به پایان باز معتقد نیستم.
      ولی چشم، حتماً بیشتر به این قضیه دقت می‌کنم.
      ممنونم که این نقد رو بهم گفتی و مطمئنم این نقد از سر دلسوزی بود.
      بعد از نقد امین آرامش، این اولین نقدی بود که شنیدم و چقدر خوشحالم که نوشته‌هام رو خوندی و به این نتیجه رسیدی.
      به امید دیدار دوباره، به بهونۀ رسوندن کتابی مجدد 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

istanbul escort porno seyret maltepe escort