saç protezi مشتری مداری به شیوۀ شاتل - دست نوشته های سینا شهبازی

مشتری مداری به شیوۀ شاتل

چند مدت پیش به دلایلی مجبور شدم با قسمت پشتیبانی شرکت شاتل (1525) تماس بگیرم و ببینم مشکل اینترنت‌مان از کجا آب می‌خورد و من باید چه کنم تا مشکل‌مان هرچه سریعتر رفع شود.

خلاصه اینکه مراحل را طی کردم و توانستم با یکی از نیروهای (آقا) پشتیبانی شرکت صحبت کنم.

همان لحظه که گوشی را برداشت، گفت:

فلانی هستم؛ چه کمکی از دستم بر میاد؟ (البته نمی‌دانم دقیقاً همین جمله را به کار برد یا نه ولی مفهوم آن دقیقاً همین بود.)

ناخودآگاه در دلم گفتم چه آدم خوش برخوردی. هرچند می‌دانستم که از چنین شرکت توانمندی با داشتن مدیر مقتدری همچون احمدرضا نخجوانی، کمتر از این نمی‌شود و نمی‌بایست توقع داشت.

با این برادر گرامی صحبت کردم و انصافاً هم کارم را خوب راه انداخت و پیشنهادهای مناسبی به من داد تا بتوانم هرچه زودتر مشکلاتم را رفع کنم.

(بعد از تمام شدن تلفن و خداحافظی من با کارشناس مربوطه، سیستم اتوماسیون از من خواست تا به این کارشناس نمره بدهم و من هم سعی داشتم نمرۀ عالی به او بدهم ولی چون یک لحظه حواسم پرت شد و نفهمیدم که دقیقاً 1 بهترین نمره است یا 5، حدس زدم 1 بهترین است ولی فردای آن روز متوجه شدم ای دل غافل. چه اشتباه بزرگی مرتکب شدم.

تا چند روز حالم بد بود که چرا اینقدر حواس‌پرت شده‌ام؟ چرا باید کارنامۀ آدم خوش برخوردی چون او را با حواس پرتی خودم خراب کنم؟

در آن لحظه هم از خدا خواستم از سر تقصیراتم بگذرد هم اینکه آرزو کردم ای کاش آنقدر همه به او نمرۀ خوب بدهند که این نمرۀ تصادفی من روی معدل‌اش چندان تأثیر نداشته باشد.)

روز بعد دوباره با همان شماره تماس گرفتم و این دفعه یک کارشناس خانم جوابگوی من بود و این خانم هم دقیقاً با همان جملۀ نفر قبلی گفتگو را شروع کرد و انگار قلبش می‌تپید تا مشکل من را حل کند و یکی نداند انگار تنها دغدغۀ او، حل کردن مشکل من بود. شاید هم به واقع چنین بود و چقدر خوشحالم که آدم‌هایی به این وظیفه‌‌شناسی و به این مسئولیت‌پذیری در این شرکت جمع شده‌اند یا بهتر بگویم: چقدر خوشحالم که مدیریت مجموعه توانسته است افرادی توانمند را در این حوزه گردآوری کند و به آنها آموزش مناسب بدهد تا مشتری‌ها از آنها راضی باشند.

وقتی برای بار دوم مشکلم حل شد و آن خانم با من خداحافظی کرد، باز هم ناخودآگاه چیزی را در دلم زمزمه کردم و با خود گفتم: مشتری‌مداری یعنی این.

تا به حال خاطرم نیست که سازمانی را این چنین تحسین کرده باشم ولی امیدوارم از این بعد بتوانم سازمان‌های زیادی را پیدا کنم که دل دلم بگویم: … یعنی این. سه نقطۀ اول را هم می‌گذارم به عهدۀ خودشان تا نقطۀ تمایزشان را خودشان انتخاب کنند.

2 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. آخ گفتی سینا
    برمنم این موضوع دقیقا پیش اومد،بنده خدا به چه حوصله ای مشکل رو رفع کردکلی هی چک میکردمن گفتم چه آدم باحالی.بعدسریع گفت،نفهمیدم پنج بهتربودیایک!!ولی فک کنم پنج زدم😀بعدگفتم نکنه یک بهتره!ناراحت بودم ازاینکارم.که باتفسیرتومث اینکه درست زدم

    1. کاش ارگان‌های دولتی هم اینجوری کار آدم رو راه می‌نداختن و فکر نمی‌کردن که اگر قراره کار کسی رو حل کنن، دارن لطف زیادی در حقش می‌کنن.
      اگه شرکت شاتل بوده، آره درست زدی نگران نباش.

دیدگاهتان را بنویسید