çekmeköy evden eve nakliyat kağıthane evden eve nakliyat maltepe evden eve nakliyat pendik evden eve nakliyat saç protezi فاصلۀ بین حقیقت تا واقعیت - دست نوشته های سینا شهبازی

فاصلۀ بین حقیقت تا واقعیت

چند وقت پیش، به عنوان مهمان، سر کلاسِ یکی از عزیز ترین دوستانم حاضر شدم و از محضرِ یکی از اساتید رشتۀ علوم سیاسی، کسب فیض کردم.

با اینکه از رشتۀ علوم سیاسی و از کارهای سیاسی و در یک کلام از سیاست حالم به هم می‌خورد اما ترجیح دادم ساعاتی را سر کلاس بنشینم تا دستِ‌کم کمی صبر و طاقتم زیاد شود.

استادشان انصافاً آدم فهمیده‌یی بود اما به دلایلی، فکر می‌کنم بهتر باشد اسمی از ایشان نیاورم. چندبار سعی کردم خودم را وارد بحث بکنم اما احساس کردم اتیکت مهمان بودن این است که ساکت بنشینم و بحث را به حاشیه نبرم. خواستم من هم اظهار فضلی بکنم اما به هر جهت، پشیمان شدم و از خیرش گذشتم و فقط به استاد لبخند زدم تا هم حال خودم خوب باشد، هم حال او.

ایشان لابه‌لای حرف‌هایش برگشت و گفت:

در مادۀ 141 قانون اساسی [ همینجا اضافه کنم که دوستان از اتاق فرمان اشاره می‌کنند در قانون اساسی، “اصل” داریم نه “ماده”. دوستان ارادت :)] آمده است که “هر شخص می‌تواند تنها یک شغل دولتی را عهده‌دار شود”.
(چند تبصره هم داشت که فکر نمی‌کنم به ادامۀ بحث من کمک کند لذا از آنها صرف‌نظر می‌کنم اما اگر کسی علاقه‌مند باشد، می‌تواند از اینجا آن را دنبال کند.)

همین که جمله‌اش تمام شد، با حالتی ناراحت برگشت و گفت:

در قانون چنین چیزی آمده است اما در واقعیت (به تعبیری: آنچه که در عالم خارج هست) به آن توجه نمی‌شود.

بدون ذره‌یی ترس، چند نفر از بزرگان ایران را که یک تنه چند شغل ثابتِ دولتی دارند و به تعبیری سفارش شدۀ مقامات خاص کشوری‌مان هست را نیز مثال زد اما من مثل ایشان نمی‌توانم چنین جسارتی به خرج بدهم و اسم این بزرگواران را ذکر کنم. دلم نمی‌‌‌آید به این راحتی خانه و کاشانه‌ام را خراب کنند.

اما همان روز، کمی به درس‌های حقوقی که خوانده بودم، فلش‌بک زدم و زمزمه‌یی درونی شکل گرفت:

پس چرا اصلاً قانون تصویب می‌کنند؟‌ اگر قانون تصویب شده است، برای همگان است، چه یک کارمند دولتیِ زحمت‌کش چه رئیس جمهور و چه مقام معظم رهبری. همه آدمیم و همه ممکن‌الخطا. هیچکسی هم معصوم نیست. پس چرا این قوانین فقط برای عده‌یی لازم‌الاجرا هست و برای عده‌یی دیگر نه؟

مشکل از تألیف‌کنندگانِ قانون است که شرایط را ایده‌‌آل در نظر می‌گیرند یا مشکل از من و امثال من است که موظف هستیم به آن عمل کنیم و هرکدام سعی می‌کنیم به گونه‌یی، بسته به ارتباطات و روابطی که با این و آن داریم، آن را دور بزنیم؟

فاصلۀ بین واقعیت (آنچه که هست) با حقیقت (آنچه که باید باشد مثل همین قوانینی که نوشته شده‌اند) به این راحتی‌ها پُر نمی‌شود و این مشکل، مختصِ صرفاً کشور ما نیست اما کاش آنهایی که قدرت‌اش را داشتند، کاری می‌کردند تا این Gap و فاصلۀ موجود، کمتر و کمتر شود و چهار نفر مثل من به ریشِ قانون و قانون‌گذار نخندیم و آنها را به سُخره نگیریم.

13 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سیناجان
    امیدوارم که خوب باشی.
    علتش ازکمال گرایی قانون نیست!از حقوقدان ها هم نیست.حقوقدان وظیفه اش پیداکردن راه حل برا مشکل هست ،دیگه اجراش با حقوقدات نیست.وهمینطور مشابه همین قوانین تو کشورهای دیگه هست.ولی اونجا داره اجرامیشه.مشکل از مجریان قانون هست.که بدرستی اجرانمیکنن!علتش هم مشخصه ،عده ای خونشون قرمز نیست !بلکه سبز هست! برای همون صلاحیت دارن حتی تا عضویت در ۴۰هیت مدیره شرکت ها رو داشته باشن.تحت هیچ شرایطی به خون قرمز ها همچین چیزی داده نمیشه.این خون سبزها خودشون قانون هستند.براهمون دلیلی به تبعیت هم ازهیچ قانونی نمی‌دونن.

    1. جعفر عزیز سلام.
      مثل همیشه سر و کلۀ حقوقدان ما پیدا شد و خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت 🙂
      راستشو بخوای، همونطوری که استادم می‌گه، قبول دارم که داشتنِ قانونِ بد و حتی اجرا نشدن یه قانون، خیلی بهتر از بی‌قانونی (به اصطلاح: آنارشیسم) هست ولی خب وقتی من و امثال من این وضعیت رو می‌بینیم، یه جاهایی که باید قانون رو رعایت کنیم، آنچنان انگیزه‌یی برای اینکار نمی‌مونه.
      دوست ندارم بگم: وقتی بقیه عمل نمی‌کنن، چرا من عمل کنم بهش؟ ولی واقعاً یه وقتایی آدم این گفتگوی درونی رو با خودش انجام می‌ده.
      خب الآن این مجریان قانون رو باید چیکارشون کرد؟ مگه ما هم می‌تونیم کاری بکنیم با این آقازاده‌ها؟ یعنی تنها راهی که می‌تونه ممکلت رو نجات بده، همون اتفاقی ئه که توی سال 57 افتاد؟ یعنی همه چیز از نو شروع بشه؟ بعید می‌دونم بازم فرقی بکنه…

      1. میدونی سینا جان بهت حق میدم ،درست میگی ولی یه چیزی رو میخوام بهت بگم اینکه ما تو ایران خیلی کمال گرا شدیم فک میکنیم اون ور همه چی رعایت میشه!خیلی خفن هستن واین چیزا !درحالی این فقط یه حباب هست ویه خیال از اونور!مثال:الان وضعیت دانشگاهها تو ایران چطوریه؟درس خوندن بچه ها جی؟استاد ما میگف من رفتم سر کلاس های سوربن ،دیدم اونجا یکی داره چیپس میخوره!یکی داره چت میکنه!اون یکی همون وسط درس رو ول میکنه میره بیرون!بعد میگف غصه نخورید اونا مث شما هستن:)این ماییم که فک میکنیم اونجا همش دارن درس میخونن واین چیزا!پسر خالم همین شهریور بخاطر غرغر هایی که میکرد دکترا اپلای کرد امریکا که بره خوشبخت بشه!همین امروز اتفاقا مامانشو دیدم گفتم چیکا میکنه؟گف هیچی ،گفته بورسی که بهمون میدن فقط صرف کرایه خونه میشه وخوراک !اگه ازدواج کنم نمیتونم هزینه هاشو بدم!!بعد تازه یکی همکلاسیهاش که خانم اصفهانی بوده ول کرده اومده ایران!همسایه مون دخترش دانمارک هست،عید اومده بود میگف باید دوتایی کار کنیم تا بتونیم هزینه ها رو بدیم تاره نه خونه دارن اونجا نه وسیله نقلیه!بعد تازه مادرش چقدر خشکبار براشون پست میکنه ،چون همش میگن اینجا گرونه !نمیتونن چیزی بخورن!!من غالبا فک میکردم تو اروپا امنیت خیلی بالاس !وهمیشه فک میکدم این هند وافرقا و…جاهاس که جرایم جنسی خیلی بالاس!دیدم نه بابا کشورایی مث سوویس ،سوئدو…انقد تجاوز میشه که در صدر هستن!این فقط تصور ماست از اون کشورا.من از اونانیستم که بهت بگم نه بیا تو رعایت کن!اتفاقا منم میگم رعایت نکن !چون بزرگتر از تو هم نمیکنن!چونکه خیلی سخته ادم ببینه یسری ها که دم از رعایت قانون میزنن،ولی خودشون بی قانون ترین ادمها هستن!پس تو هم راحت باش ،خودتو اذیت نکن.
        فقط یه توصیه ،اینکه تا میتونی تاریخ بخون،تاریخ ارومت میکنه.بهت میگه که در تمام حکومت ها دزدی،بی عدالتی،ظلم بوده ولی چیزی که مهمه اینه که اونا رفتن .برا همون خودتو زیاد درگیز این مباحث نکن،تا بوده همین بوده.به خودت فک کن وبرنامه های ایندت.

        1. به نظر من، اگه اونا هم دقیقاً مثل ما بودن یا به تعبیر استادی که فرمودی از ما هم بدتر بودن و سر کلاس چیپس می‌خوردن، باید خیلی عقب‌تر از ما می‌بودن. پس چی شده که Rank دانشگاه‌های اونا اینقدر بالاتر از ماست؟ اگه اونجا هم دارن چیپس می‌خورن و وضع‌شون بهتر از ماست، چه کاریه؟ لااقل ما هم بریم اونجا یه چیپسی بخوریم و بیایم واسه رفیق‌هامون کلاس بذاریم و قیافه بگیریم!
          حرف‌هات منطقیه و می‌دونم واقعاً اون طرف آب، اون مدینۀ فاضله‌یی که خیلی‌ها برامون ساختن نیست. می‌دونم خیلی چیزاش واقعاً یه حبابی بیش نیست. همۀ اینا قبول ولی هزاران مورد هم هست که زندگی‌شون اونور آب از این روو به اون روو شده. نمی‌خوام مثال بزنم و احتمالاً خودت خیلی بهتر از من می‌دونی.
          اینکه اونا هم به این چیزا عمل نمی‌کنن شاید منطقی باشه و آدم رو آروم کنه و بگه “خب بابا همینه که هست، تا بوده همین بوده و همه جا همینه” ولی خب من با این چیزا نمی‌تونم آروم بشم.
          فقط می‌دونم کشور ما به دست کسایی افتاده که اصلاً لیاقتش رو ندارن. اونایی هم که لیاقت دارن، یا حوصلۀ ورود به قسمت‌های مهم کشور رو ندارن یا توانایی‌اش رو ندارن یا اگر هم توانایی‌اش رو دارن، از ما بهترون نمی‌خوان بذارن کسی وارد بشه.
          متأسفانه خودمون دلمون به حال خودمون نمی‌سوزه جعفر جان…

          1. درسته میگی .ولی بذار بیشتر برات توضیح بدم تا شبهه بوجو نیاد.یه قاعده هست میگن که”اثبات شی نفی ما عدا نمیکند”یعنی اگر من گفتم اونور نقاط منفی زیاد داره منکر پیشرفت وارامش و…نیستم .همینطور که تو الان میگی کشور اوضاعش بده،میگم نه !چیز خوبم زیاد داریم!یا اگه میگم به خودت فک کن .مفهومش این نیست کشور رو بی خیال شی!وبشی یه ادم بی رحم!وفقط درصدد منافع خود بودن!اتفاقا تو زمانی میتونی به کشورت کمک کنی که اولا متمرکز باشی ثانیا با تلاش به اون چیزایی که میخای برسی ،خود همین رسیدنه درنهایت به نفع کشورتموم میشه.ببین اونایی که میرن امریکا واروپا،ایا میرن اون کشورها رو نجات بدن یا براخودشون میرن؟ودرنهایت کی بیشتر سود میبره؟منم میدونم کشور دست کیاس،فقط میخوام بگم اگه تو میخای غیر اونا باشی خب نشون بده!اصلا دیگه حال ندارم بنویسم:)

            1. ما رو وارد این اصطلاحات حقوقی نکن:)) هروقت استادم این جملۀ تو رو می‌گفت، هاج و واج بهش نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم استاد یعنی چی؟! خوب شد خودت معنیش رو گفتی.
              مسلماً اونی که می‌ره آمریکا، اگه عقل درستی داشته باشه، می‌ره که مثلاً زندگی راحت‌تری داشته باشه و خیلی از محدودیت‌های اینجا که به نظرم آنچنان محدودیتی هم نیست،‌ نداشته باشه.
              اینکه کی بیشتر سود می‌بره رو نمی‌دونم راستش.
              چشم نشون می‌دم. بیا و ببین 🙂

      2. فقط یه چیزی یادم رف اینکه این انتخاب خودت هست که از راه درست به اهدافت برسی یا نادرست!هر راهیی رو انتخاب کنی ،صاحب اختیار هستی !اگه بگی من میخوام دزدی کنم من بهت چیزی نمیگم!حق داری.الان اکثر وکلا بازد وبند وبه شیوه های نادرست دارن میرن جلو.اکثر پزشکان الکی مردم رو مریض اعلام میکنن!این دیگه با خودت هست .یکی از دلایلی که گفتم حالا سعی کن سر موقع ازدواج کنی همینه.که ازدواج شما رو متمرکز میکنه!دیگه دنبال این چیزا نیستی که کی دزدی کرد کی بچه اش سیتیزن لندن شده واین چیزا !وقت این کارا رو نداری.برا همون از این به بعد بیا واز برنامه های بلند مدت بگو .مسیرت تو بگو .حکومت ها تا بودن همین بودن .حضرت علی بیشتر از یه سال دوام نیاورد.از این بحثا خارج شو.

        1. راستش رو بخوای یه خرده برای ازدواج اومدم اقدام کنم و فکر کردم الآن خانواده‌ها دیگه شرایط جوون‌تر هایی که مثل من چیزی ندارن از خودشون رو درک می‌کنن و خیلی در بند مادیات نیستن اما خیلی از خانواده‌ها اینجوری نیستن. منم اگه پدر یه دختر بودم، باید خیلی سخت خودم رو قانع می‌کردم که دخترم رو بدم به کسی که نه ماشین داره، نه خونه، نه سربازی رفته و نه کار درست حسابی داره!
          ضمن اینکه من یه خرده کمال‌گرا هستم. البته بیشتر از یه خرده… دوست دارم عاشق باشم تا ازدواج کنم و این کارم رو سخت می‌کنه.
          تنها برنامۀ بلندمدتی که دارم، پیدا کردن شغل مورد علاقه‌ام هست و می‌خوام مابقی زندگیم رو وقف کار مورد علاقه‌ام کنم. حالا اگه ازدواجی هم تونستم بکنم، فبها. اگرم نشد یه گِلی به سرم می‌گیرم :))
          چشم دیگه سعی می‌کنم ازین چیزا ننویسم و به این چیزا خیلی فکر نکنم. ممنونم ازت بابت حرفات 🙂

          1. دیگه خیلی اعتماد به نفس:)
            حالا من یه چیزی گفتم که برو زود ازدواج کن!نه دیگه انقد زود!باید سربازی رو بری بعد بیای همونقد که یه کاری پیدا کردی اقدام کن.نه اینکه وایستی همه جی بدست بیاری بعداقدام کنی!منظورم این بود!نه الان .
            لابد انتظار داشتی دخترشو بهت بدن؟!باید طرف حداقل یه امیدی داشته باشه که دراینده رشد میکنی!دانشجو که الان الی ماشالله هست.اونم بیکارمعمولا…در بیشتر موارد اصل بر اینه که حتی تو خونه شونم راهت ندن:)تا رسد به جواب دادن واین چیزا.برا همون اول برو سربازی بعد یه کار پاره وقتم داشته باشی ،طرفم بشناسدت قطع به یقین بهت جواب میده.

            1. :))
              حالا تخریب نکن آدم رو.
              چشم اینی که شما هم گفتی رو امتحان می‌کنم، البته اگه تا اون موقع مشکلی پیش نیاد.
              اگه بازم اقدام کردم و نشد، دیگه احتمالاً هیچ‌وقت اقدام نمی‌کنم برای ازدواج 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

istanbul escort porno seyret maltepe escort