ساده لوح نباشیم

برخی روایات وجود دارند که در نگاه اول هر آدم عاقلی می‌تواند بفهمد که چنین روایاتی به دور از عقل و عقلانیت است و همچنین در همان نگاه اول پرواضح است که آدمی باید در صحت و سقم آنها با دیدۀ شک و تردید نگاه کند.

یکی از آن روایات که معمولاً هرسال از چند روز قبل از محرم شروع می‌شود و معمولاً تا چند روز بعد از محرم ادامه پیدا می‌کند، فضیلت یک قطره اشک بر امام حسین (علیه‌السلام) است.

همچنانکه امام صادق(ع) در حدیثی درباره اجر اشک بر امام حسین(ع) می‌فرماید:

مَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ‏] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّهِ؛

کسى که یادى از حضرت حسین بن على (ع) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسی اشک خارج شود،

اجر او بر خدا است و حق‌‌تعالی به کمتر از بهشت براى او راضى نیست.

خاطرم هست از دکتر مطهری می‌خواندم که ایشان نیز قبول چنین روایاتی را منافی با عقل می‌دانستند و تلویحاً چنین روایاتی را چندان معتبر نمی‌دانستند.

یا مثلاً آن روایتی که از پیامبر اکرم در مورد تبریک ماه ربیع‌الاول ذکر می‌کنند و به در و دیوار می‌چسبانند نیز به نظرم چندان محلی از اعراب ندارد:

هر کس مژده ربیع الاول را به من بدهد من مژده بهشت را به او می‌دهم.

چنین دست روایاتی که اغراق‌شده باشند، کم نیست و حتی درمورد روایت دومی نیز عده‌ای به اختلاف رسیده‌اند و درستی آن را محل بحث قرار داده‌اند (+).

اما در مورد اولی هنوز جای بحثی چندان صورت نگرفته است ولی حرف استادم را فراموش نمی‌کنم که به من (و بقیۀ همکلاسی‌هایم) گفت:

اگر روایتی با عقل و منطق‌تان جور در نیامد، به درستی آن شک کنید.

پی‌نوشت:

آیا واقعاً فکر می‌کنید اشک بر امام حسین اینقدر قدرت دارد؟

ارادتمندِ شما

سینا شهبازی

6 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام عزیز
    در این مطلب وارد به حوزه ای شده ای که متولی بسیار زیاد دارد و اکثرا مسلح به شمشیر تکفیر.
    لطفا جهت حفظ سلامتی، بعد از نقل هر مطلب مذهبی، آدرس دقیق با ذکر صفحه را پی نوشت کن.
    حیف جوانیت جوان.😊

    1. سلام داوود جان.
      (چقدر خوشحالم که دوباره دارم اسمت رو اینجا می‌بینم. هرچقدر ابراز ارادت به شما بکنم واقعاً کمه.)
      جملۀ اولت رو خیلی دوست داشتم 😀
      چشم توصیۀ شما رو سعی می‌کنم آویزۀ گوشم کنم. راستش کتاب حماسۀ حسینی بود و اتفاقاً کتاب هم نزدیکم بود ولی احساس کردم خیلی سخته که صفحه‌اش رو پیدا کنم لذا بیخیال شدم و گفتم مخاطب به بزرگی خودش من رو ببخشه ولی اگه کسی اون کتاب رو خونده باشه، احتمالاً حرف من رو تأیید می‌کنه که همچین مضمونی توی حرف‌های این بزرگوار بوده.
      🙂

  2. وقتی به چیزی محبت پیدا می‌کنی شبیهش میشی
    غلیان احساسات و اشک ریختن برای امام حسین باعث افزایش محبت به امام حسین میشه
    دلیل تاکید بر اشک هم همینه
    واضحه که صرف اشک ریختن کافی نیست ولی شروع و پیش‌برنده خیلی خوبیه
    محبت و عشق انگیزه‌ی خیلی بالایی به انسان برای عمل‌ کردن میده
    از لحاظ عرفانی هم محبت یکی از بهترین راه‌ها برای رشده
    البته که محبت درجات مختلفی داره و یکی ممکنه با صرفه اشک ریختن بدون تفکر محبتش درجه پایینی داشته باشه ولی دلیل نمی‌شه همین‌رو هم ازش بگیریم ولی همین اشک رو با تفکر و علم ترکیب کنی به درجات خیلی بالایی میتونی برسی

    1. شهاب عزیز،
      جملۀ اولت رو در حد فهم و درک خودم باهاش موافقم.
      با جملۀ دومت هم موافقم که گفتی اشک ریختن (و دلسوزی کردن) برای اون فرد باعث افزایش محبت ما می‌شه. ولی چرا فقط اشک ریختن بر امام حسین؟
      قبول دارم که ایشون معصوم بودند و امام مسلمین ولی آیا صرفاً اشک ریختنی که باعث نشه من هیچ شباهت رفتاری به ایشون پیدا کنم و همچنین هیچ شناختی هم به ایشون پیدا نکنم، باعث می‌شه من بهشتی بشم؟
      اگر اینجور باشه که من صبح تا شب می‌رم هر کاری دلم می‌خواد انجام می‌دم، آخر شب هم یه مداحی‌یی چیزی می‌ذارم تا حالم دگرگون و منقلب بشه و اشکم (به زور) جاری بشه. اگر فردا صبح بیدار نشم از خواب، یعنی من بهشتی ام؟ عقل من اینجور چیزی رو قبول نمی‌کنه حقیقتش.
      خودت هم توی صحبت‌هات گفتی که صرف اشک ریختن کافی نیست و منم دقیقاً همینو می‌گم: اینکه یه جاهایی واقعاً شورش رو درآوردیم.
      من نمی‌گم صرف اشک ریختن چیز بدی ئه یا چیز خوبی که احتمالاً صاحب نظرها زیاد در این زمینه اظهار فضل کردند ولی فقط یه چیز رو خوب می‌دونم: اینکه بعضی چیزها رو بهتره بدون فکر قبول نکنیم و بهشون شک کنیم، همین.
      ممنون از کامنت خوبی که برام گذاشتی و امیدوارم دوباره اسمت رو اینجا ببینم.

  3. سلام سینا جان
    به نظرت اگر به جای روایت حرف یا سخنی و یا نصیحتی حتی از یک بزرگتر یا کسی که فکر میکنی با تجربه تر از خودته با عقل و منطق جور در نیاد به درستیش شک میکنی؟

    1. سلام مریم عزیز.
      نمی‌دونم همچین چیزی رو توی اولین قسمت از نوشته‌های نصایح‌اللطایف نوشتم یا نه اما اگه ننوشتم، اینجا می‌گم:
      اگر واقعاً به فهم و شعورش باور داشته باشم و تجربه‌اش رو ارزشمند بدونم و یک درصد احساس کنم چیزهایی رو می‌دونه که منِ نوجوان یا جوان نمی‌دونم، نه تأییدش می‌کنم نه رد ولی توی ذهنم تمایل بیشتری دارم تا تأییدش کنم. یعنی یه جورایی می‌ذارم توی ذهنم خیس بخوره تا شاید درستی اون قضیه برای من هم اثبات بشه. به خودم می‌گم: بالأخره یه چیزی می‌دونسته که این حرف رو زده.
      یعنی یه جورایی اون رو در حالت بینابینی نگه می‌دارم و نه تأییدش می‌کنم و نه تکذیب ولی بهش فرصت می‌دم تا بعد از گذشت یه مدت، خود به خود تأیید بشه ولی اگرم نشد، به این نتیجه می‌رسم حرفی که زده لابد به درد این روزگاری که من دارم زندگی می‌کنم یا شاید هم به درد شخص من، نمی‌خوره.
      کلاً آدم محتاطی هستم، اینو یادت باشه 🙂
      امیدوارم تونسته باشم منظورم رو خوب برسونم.

دیدگاهتان را بنویسید

istanbul escort istanbul escort bursa escort istanbul escort