çekmeköy evden eve nakliyat kağıthane evden eve nakliyat maltepe evden eve nakliyat pendik evden eve nakliyat saç protezi سؤال پرسیدن: راهی کم دردسر برای رسیدن به خواسته‌های منطقی - دست نوشته های سینا شهبازی

سؤال پرسیدن: راهی کم دردسر برای رسیدن به خواسته‌های منطقی

هرکسی در زندگی‌اش تجاربی دارد که شاید منحصر به خودش باشد. من هم از این قاعده مستثنی نبوده‌ام و نیستم.

خواندن تجربۀ دیگران و شنیدن از تجربۀ دیگران همیشه برایم لذت‌بخش بوده است و شاید برای همین است که دوستانم معمولاً زود به من اعتماد می‌کنند. چون آدم حرف‌گوش‌کُنی هستم و سعی می‌کنم حرف‌های‌ گفته و نگفته‌شان را بفهمم.

(البته حرف‌های نگفتۀ آدمیان را به سختی می‌توان فهمید و صرفاً می‌توانید جملۀ آخرم را به عنوان یک جملۀ مدیریتی باکلاس بخوانید، همین و بس.)

البته این شنیدن از تجربۀ دیگران به این معنا نیست که هرکسی هرچیزی گفت را بپذیریم. “شنیدن کِی بود مانند پذیرفتن؟” را از یاد نبرید. ولی به نظرم هرکسی چیزی برای یاد دادن به ما دارد، اینجا هنر ماست که بتوانیم هرچه سریع‌تر آنچه که طرف مقابل می‌خواهد به ما یاد بدهد را از او بِقاپیم.

با همۀ این مقدمات، شاید بد نباشد برویم سراغ اصل مطلب:

وقتی می‌خواهم از کسی خواهش کنم تا کاری را انجام دهد، تا به امروز یک شیوه برای من مطلوبیت بیشتر و بازخورد بهتری به ارمغان آورده است.

سعی می‌کنم به جای اینکه از جملۀ امری و دستوری استفاده کنم، به روش مسالمت‌آمیز و بسیار مظلومانه (و حتی معصومانه!) از طرف مقابل سؤال کنم و خواهشم را در قالب آن سؤال مطرح کنم.

اجازه بدهید کمی ذهنیت‌مان را به همدیگر نزدیک کنم و چند مثال عینی بزنم تا بیشتر با سبک و شیوۀ کاری من (یکی نداند انگار یک شیوه‌ای است که تا به حال هیچ احدالناسی از آن استفاده نکرده است و یکی نداند انگار حق ثبت اختراع چنین روشی در دستان توانمند بنده است) آشنا شوید.

(1)

شیوۀ مطرود از نگاه من:

فلانی! لباس‌هایت را جمع کن و اتاقت را مرتب کن.

شیوۀ مطلوب از نگاه من:

فلانی جان! می‌شود لباس‌هایت را جمع کنی و (کمی) اتاقت را مرتب کنی؟

(2)

شیوۀ مطرود از نگاه من:

بچه‌ها! سفره را بعد از غذا خوردن جمع کنید (لطفاً).

شیوۀ مطلوب از نگاه من:

بچه‌ها! می‌شود سفره را بعد از غذا خوردن جمع کنید؟

(شواهد حاکی از آن است که حتی اگر بعد از سؤال پرسیدن، یک دلیلِ مثلاً منطقی هم ضمیمۀ خواستۀ بی‌شرمانه‌تان کنید، احتمالاً با کمترین مقاومت از طرف مقابل روبه‌رو می‌شوید. حتی مورد داشتیم که طرف مقابل آنقدر شرمندۀ رفتار زشت و زننده‌اش شده است که می‌خواسته است زمین دهن باز کند و در آن فرو رود. خلاصه از من گفتن بود.

برای مثال: بچه‌ها! می‌شود سفره را بعد از غذا خوردن جمع کنید؟
درست نیست که سفره باز بماند و نعمت خدا روی زمین پخش شود.)

(3)

شیوۀ مطرود از نگاه من:

مامان، بابا، همسر عزیزم! امسال بیایید مسافرت برویم فلان جا.

شیوۀ مطلوب از نگاه من:

مامان، بابا، همسر عزیزم! می‌شود امسال مسافرت برویم فلان جا؟
چند وقتی می‌شود که مسافرت درست و حسابی باهم نرفته‌ایم و دلم هوسِ یک مسافرت جانانه کرده است.

(احتمالاً بعد از شنیدن چنین درخواستی چند نفری هم قربان صدقه‌تان می‌روند و حرف‌تان بدون هیچ دردسری به کرسی می‌نشیند. دستِ‌کم برای من که چنین اتفاقی افتاد.)

البته مثال‌های بنده بسیار پیش پاافتاده و ساده بود و مطمئناً دوستان همیشه در صحنه حاضر مثال‌های بهتری به ذهن‌شان خطور کرده است.

به نظرم در این مواقع معمولاً مقاومت افراد در برابر سؤالِ‌مان کمتر می‌شود و معمولاً ساده‌تر تسلیم خواسته‌های بی‌شرمانۀ من و شما می‌شوند.

خاطره‌ای یادم آمد که شاید خنده‌دار به نظر برسد ولی چون پای علم و دانش در میان است، گفتن آن احتمالاً خالی از لطف نخواهد بود:

با این پیش‌فرض که بنده روی وسایل شخصی (حتی شیشۀ آب داخل یخچال) بیش از حد وسواس دارم و دوست ندارم کسی از آنها استفاده کند، به ادامۀ‌ داستان گوشِ جان می‌سپاریم.

وقتی یکی از دوستانی که در خوابگاه هم‌اتاقی بودیم از من خواهشی می‌کرد، بسته به نحوۀ درخواست او معمولاً جواب من هم متفاوت بود.

وقتی مثلاً یکی‌شان می‌خواست از شیشۀ آب داخل یخچالم کمی استفاده کند، وقتی با “سؤال” (و به شیوه‌ای مسالمت‌‌آمیز و مظلومانه) خواسته‌اش را مطرح می‌کرد، معمولاً در جوابش با خوش‌رویی می‌گفتم:

این چه حرفیه؟ اشکال ندارد. راحت باش داداش!

(هرچند که از ته دلم واقعاً راضی نبودم اما وقتی سؤال می‌پرسید، دلم به درد آمد و می‌گفتم اشکال ندارد. نهایتاً چند دقیقه زودتر مجبور می‌شوم شیشۀ آبم را دوباره پُر کنم.)

هرچند که در این موقعیت، به جز “سؤال پرسیدن” گزینۀ دیگری روی میز وجود نداشت اما صرفاً می‌خواستم در جهت تأیید گفته‌های گهربارم، ثابت کنم که سؤال پرسیدن به نظرم با اختلاف فاحشی بیشتر از درخواست کردن به شیوۀ معمول، اثربخشی دارد و احتمالاً ما را راحت‌تر و زودتر به نتیجه می‌رساند.

3 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

    1. آره خیلی خوبه ولی فقط واسه خواسته‌های منطقی‌مون 🙂
      یه جور نشه یه چیز بنویسی در اینجا رو تخته کنن سالار جان :))
      امتحان کن حتماً بنویس تا منم بیام بخونم ببینم قابلیت این رو داره که به یه چیز علمی تبدیل بشه یا نه!
      راستی هروقت نوشتی لطف می‌کنی خبرش رو بهم بدی؟ (مدیونی اگر فکر کنی دارم این تکنیک رو روی تو پیاده می‌کنما)
      آخه یه مدته عجیب درگیرم اینه که به وبلاگ دوستان کم سر می‌زنم.

دیدگاهتان را بنویسید

istanbul escort porno seyret maltepe escort