üsküdar evden eve nakliyat

در جستجوی مخالف‌ها

از دوران ماقبلِ مشق و و مدرسه به صورت آگاهانه و چه بسا ناآگاهانه (و از روی عادت) به من یاد داده‌اند که اگر چیزی بر خلاف عقایدمان گفتند، سریع در برابر آن جبهه بگیریم و به راحتی در برابر آن سر خم نکنیم و حتی بدتر از آن، به من یاد داده‌اند که هرچیزی که مخالفِ عقاید و باورهای من باشد، از بیخ و بن اشتباه است.

تا چند سال قبل (و حتی چند ماه قبل) هم فکر می‌کردم واقعاً باید چنین باشد و هرچه خودم -و آن جمعی که به آن تعلق خاطر دارم- فکر می‌کردم درست است، لابد باید درست باشد.

گذشت و گذشت تا کمی قرآن را ورق زدم و با لحن تندی به من یادآوری می‌کرد: وای از حال و روز گروهی که بخواهند بهانه بیاورند که ما نتوانسته‌ایم مسیر خودمان را انتخاب کنیم و ناچار شده‌ایم مسیر پدران‌مان را ادامه دهیم.

(البته چنین برداشتی را در هیچ کجای قرآن پیدا نخواهید کرد، چون این جملات تماماً برداشت من از برخی آیات هستند و احتمالاً معنی آیه را تحریف کرده‌اند.)

چند روز قبل، علاوه بر قرآن و تجارب خودم، با نقل قولی از آدام گرنت مواجه شدم که برای من بسیار آموزنده بود:

نظرات مخالف حتی در صورت اشتباه بودن مفید هستند.

بعد از خواندن این جمله کمی (بیشتر از قبل) به خودم آمدم و تصمیم گرفتم عقاید مخالفم را بیشتر و بهتر بررسی کنم، به نسبت عقاید مشابه خودم.

چون به نظرم تأیید کردن عقاید خود با کمک افرادی که با ما شباهت عقیدتی دارند، کاری بسیار آسان و در عین حال Cheap به حساب می‌آید اما این چنین چالش کشیدن‌هاست که می‌تواند زندگی هرکسی را زیر و رو کند.

خلاصه اینکه: بهتر است بیشتر از اینکه به دنبال شباهت‌ها باشیم، به دنبال تفاوت‌ها (و مخالفت‌ها) باشیم و خودمان را هرازگاهی (نه هرروز و هرلحظه) به چالش بکشیم. شاید همین به چالش کشیدن‌ها باعث شود مسیر زندگی ما عوض شود و در مسیری قرار بگیریم که هیچ‌وقت به مخیلۀ ما راه نمی‌یافت.

ارادتمندِ شما،
سینا شهبازی.

 

8 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. درود بر سینای عزیز
    حتماً این حدیث معروف رو شنیدی:
    “کسی که ازدواج میکنه نصف دینش کامل میشه…”
    بدون اینکه بخوام در مورد اینکه اصلاً اعتقادی به این حدیث در دنیای امروز دارم یا ندارم حرفی بزنم، صرفاً به پیروی از اون به شما عرض میکنم:
    اگر به درجه ای رسیدی که بتونی حرف مخالف رو بشنوی به احتمال قریب به یقین، نصف بیشتر مسیر شعور و درک و معرفت رو طی کردی.
    از این بابت بهت تبریک میگم

    فکر می کنم مدل ذهنی کسی که در یک خانواده مذهبی بزرگ شده و رسوم و آداب مذهبی دینش بر اثر جبر محیطی و صدها ساعت پای منبر و حرف های تکراری شکل گرفته، بهیچوجه قابل مقایسه با فردی که به ازاء یکساعت پای منبر، دو ساعت در محضر و بحث در بین مخالفین همون دین و آیین گذرونده قابل قیاس نیست.
    قطعاً حالت دوم بسیار ارزشمندتره

    درمورد دکتر سروش:
    نسل ما و دانشجویان اون سالها هرگز حرکت زشت دکتر سروش در توهین به استاد خودش (مرحوم علامه جعفری) که باعث سروصدای زیادی در حوالی سال 73 یا 74 شد رو از یاد نخواهیم برد. هرچند بعد از مدت کوتاهی بر اثر رفلکس بسیار شدید جامعه دانشگاهی کشور، به راحتی زیر حرفش زد و منکر توهین به استاد شد!!
    قصد نبش قبر ندارم و سریع میگذرم.
    اخلاق و روحیات کمی تند و رفتار غیر عقلانی دکتر سروش در سالهای حضورش در ایران بر خیلی ها پوشیده نیست. ولی مهم اینه که نباید اخلاق و رفتار یک شخص رو با آثار و اندیشه های اون قاطی کنیم.
    جناب دکتر سروش دارای اندیشه و گفتار و قدرت قلمی هستند که واقعاً قابل احترامه

    ضمن اینکه برچسب دین داری یا بی دین بودن یک فرد (حداقل برای من) چندان حائز اهمیت نیست.

    1. سلام سعید آقای نازنین 🙂
      (امیدوارم نگی این یارو تکلیفش با خودش مشخص نیست. حالا که شما لطف کردی اسم کوچیک من رو بدون هیچ پیشوند و پسوند و خیلی راحت صدا زدی، من دارم پسوند آقا رو استفاده می‌کنم…)
      این حدیث رو اتفاقاً خیلی زیاد شنیدم ولی در مورد اینکه منظور پیامبر چی بوده، به نتیجه نرسیدم.
      امیدوارم که واقعاً اینطوری باشه. ممنونم از لطف و محبتت ولی فکر کنم هنوز خیلی راه دارم تا بتونم به این سطح از شعور و درکی که شما می‌گی، برسم.
      فکر می‌کنم بر اساس تقسیم‌بندی شما، من جزو گروه اول بوده‌ام (البته با کمی اغماض) ولی الآن دارم سعی می‌کنم خودم رو جزو گروه دوم به حساب بیارم و سعی می‌کنم ببینم آیا واقعاً تا حالا من درست فکر می‌کردم؟
      در مورد دکتر سروش:
      هرروز که داره بیشتر می‌گذره، دارم بیشتر ایشون رو می‌شناسم. البته این حرفی که شما فرمودی رو تا حالا نشنیده بودم.
      ولی خیلی خوشم اومد که گفتی: مهم اینه که نباید اخلاق و رفتار یک شخص رو با آثار و اندیشه های اون قاطی کنیم.
      فکر می‌کنم این بزرگوار ارزش وقت گذاشتن رو دارند و باید حالا حالاها ایشون رو دنبال کنم تا بتونم به راجع به خودم و عقایدم به جمع‌بندی برسم.
      در مورد برچسب دین‌داری یا بی‌دین بودن هم فکر می‌کنم برای من هم همینطور باشه. وقتی حتی دوستانم اینطوری گفتند، اتقاقاً بیشتر جذب شدم تا ایشون رو بشناسم. چون به نظرم دین‌دار بودن یا نبودن یه چیز نسبی ئه که هرکسی بر اساس معیارهای خودش داره دسته‌بندی می‌کنه و عملاً خیلی ارزش نداره.
      سعید آقای عزیز، می‌دونی که چند مدتیه دارم شما رو دنبال می‌کنم و تا می‌تونم دارم ازت یاد می‌گیرم. به وجود دوست نازنینی همچون شما واقعاً افتخار می‌کنم.
      امیدوارم بنده رو لایق رفاقت بدونی.
      ممنونم از اولین کامنتت. خیلی خوشحال شدم که اسم شما رو اینجا اونم زیر این نوشته دیدم.
      امیدوارم باز هم ایراداتم رو بهم یادآوری کنی و امیدوارم باز هم بتونم از شما و تجاربت استفاده کنم.

  2. سینا جان منم الان یه نگاهی به ویکی انداختم مطالبی نوشته درمورد سروشخوب بود تقریبامنتهی من اون زمان مقاله ای خوندم که خودش زندگیشو نوشته بود.مثلا ازعلاقه اش به عربی اینکه فرهنگ لغت المنجد رو حفظ کرده بودتو دبیرستان.من اطلاعتم ازهمون موقع دانشجویی بود واینکه سروش ازیه جایی بجای کارعلمی اومدتو سیاست براهمین این مشکلات پیش اومد.درضمن سروش رشته اش هم داروسازی بوده ،توانگلیس فلسفه علم خونده.پسرشم راه خودشوادامه داه.ازطرفی من دیگه گرفتاری های درسی وزندگی اجازه نمیده متفرقه مطالعه کنم،ولی شما که الان دانشجوهستی استفاده کن ازاین اوقاتت وبخون آثارشو اگه علاقه مندی نظرتو بعدبنویس همنجا تاماهم استفاده کنیم وفیض ببریم.

    1. آره یه جورایی خنثی نوشته بود که نه اینوری‌ها بهش گیر بدن نه اونوری‌ها. بگذریم از همین اصطلاح مسخرۀ اینوری‌ها و اونوری‌ها…
      چه جالب. اینا رو از زبون هیشکی نشنیده بودم. خوشحالم که اینا رو از زبون تو شنیدم.
      مثل اینکه سیاست واقعاً پدر و مادر نداره. برای همینه که حالم از سیاست و سیاسیّون به هم می‌خوره.
      امیدوارم همیشه دل‌مشغولی‌های مهمی داشته باشی و بتونی هرروز موفق‌تر و راضی‌تر از دیروزت زندگی کنی.
      امیدوارم یه روز فرصت بشه شما دوست نازنین رو از نزدیک ببینم.
      جعفر جان باز هم از ابراز لطف و محبتت و توضیحات بسیار آموزنده‌ات ممنونم. خیلی خوشحالم که این خونۀ مجازی، بهانه‌ای شد برای آشنایی بیشتر من با تو.
      شاد و پرانرژی باشی 🙂

    1. در باطن هم ایدۀ خیلی جالبیه، باور کن.
      این “در عمل”ی که گفتی، یه خرده سنگینه ولی به سمتش حرکت کردم. نمونه‌اش اینکه یه کتاب از استاد مطهری رو خوندم و پشت بندش رفتم صحبت‌های یه کسی که دقیقاً نقطۀ مقابلش هست (و از قضا با عقاید من چندان هم‌خونی نداره) رو شنیدم ولی متأسفانه خیلی براش وقت نذاشتم ولی این قضیه پرونده‌اش همچنان توی ذهنم باز هست و نتونستم توی ذهنم براش دلیلی بیارم که تأیید یا تکذیبش کنم.
      راستش سؤالی که پرسیدی رو بهتره از یه آدمی که اهل مطالعه هست و توی این زمینه‌ها سواد داره بپرسی ولی حالا که از من پرسیدی، بذار دست خالی نذارم شما رو.
      من خودم دکتر سروش رو به عنوان مخالف دین‌دارها (اونطوری که توی ذهن خودم هست) می‌شناسم. یادمه وقتی از دوست نازنینی اسمش رو زیاد شنیدم و ازش کمک خواستم، چندتا نمونه بهم معرفی کرد تا بیشتر باهاش آشنا بشم. وقتی از چندنفر دین‌دار هم راجع بهش پرسیدم، همه‌شون راجع به ایشون بد و بیراه می‌گفتن یا اونایی که سیاست داشتند، خیلی خوب ازش نمی‌گفتن. این شد که به صرافت افتادم تا ایشون رو هم حتماً بشناسم و ببینم حرف حساب‌شون چیه.
      کی می‌دونه؟ شاید ما به ظاهر دین‌دارها داریم اشتباه می‌کنیم و این بنده خدا داره حرف حق رو می‌زنه.
      امیدوارم که تونسته باشم جوابی مناسب بهت داده باشم، هرچند که خیلی امیدوار نیستم.

      1. سینا جان سلام
        ابتدا معذرت میخوام تو پاسخت نظرمومیدم
        خدمتت عرض کنم که درکتر سروش بی دین نیستند! شیوه تفسیرشون متفاوت هست با دیگران وگرنه ایشون اعلام نکردند مخالف خداو مذهب هستندفقط قائل به یک شیوه تفسیرجدیدهستند.منتهی بدلیل مسایل سیاسی که براشون پیش اومد مهاجرت کردند به امریکا .دردوران دانشجویی یه نگاه به اثارشون داشتم مخالف دین نبوده.ایشون بیشتر بخاطر نظریه قبض وبسط تئوریک شریعت باهاشون مخالفت کردند وبعدهم یکسر یانتقادهایی که ایشون نسبت به برخی سران نظام و…داشتند نسبت بهشون موضع گرفتند وگرنه ایشون روزگاری درشورای انقلاب فرهنگی بودند درقم ودانشگاه تهران کلام جدیدتدریس میکرند.درباب صبت کردن واینکه دیگران درموردش بدمیگن!(کشور ما درمورد خیلی کسا بدمیگن!باید اثارشوخوندبعدقضاوت کرد!) کافیه ازاون طرف بپرسی میشه چندتا ازاثار دکتررو بگی؟!وبگی کدومش بیشتر مخالف دین هست؟!ببین طرف خونده یا فقط نقل شنیده میکنه!
        مثلا درمورد بی دین ها میتونی درصورت علاقمندی کتاب”چرامسیحی نیستم”ازبرتراندراسل(قبلا ممنوعه بود فک کم اخیرا مجوز چاپ گرفته) روبخونی که مخالف مذهب بوده.وحتی اونم مخالف خدا نبوده !جمله معروفی داره که”من نمیگم خدانیست ،فقط اینکه من نمیدانم خداهست.”ایشون میگه کسی پیدا نشد خداروبرا من اثبات کنه پس خدارونمیپرستم!!
        فقط درباب اندیشه مخالف :اندیشه مخالف باعث رشدمامیشه ونگاه ما رو به مسائل عوض میکنه فقط برای اینکه راه رو گم نکنیم باید یه مرجع داشته باشیم مث قران(یا هرکتابی که باهاش حال میکنی)،بعد باخیال راحت منابع مختلف رو بخونیم هرجا درتضاد بود به اون چه منبعمون هست رجوع کنیم.تااندیشه های مختلف فلاسفه باعث سرگردونی مون نشه.این نظره بزرگان هستش

        1. سلام جعفر جان.
          اختیار داری عزیز دل. شما می‌تونی هرجایی که دوست داشتی کامنت بذاری تا من بتونم از کامنت‌های خوب و پرمغزت لذت ببرم.
          اتفاقاً من هم موافقم که ایشون بی‌دین نیستند چون یه سری تحلیل‌هایی که می‌کردند، هرچند که مخالف یه عده مثل استاد مطهری و شاید عدۀ دیگری باشه اما در نگاه اول به نظر من نوعی منطقی می‌اومد و با سواد کمی که دارم نتونستم به همین راحتی تأیید یا تکذیبش کنم. فلذا باهات موافقم که ایشون بی‌دین نیستند و این حرف رو هم به قول تو عده‌ای گفتند که احتمالاً فقط نقل شنیده بودند چون بعید می‌دونم پیگیر کتاب‌های این بزرگوار بوده باشند.
          چه نکات جالبی در مورد ایشون گفتی. اصلاً اینا رو از زبون هیشکی نشنیده بودم و توی ویکی پدیای فارسی هم چیز مناسبی پیدا نکرده بودم.
          خیلی خوشحالم که اینقدر از ایشون شناخت داری.
          راجع به پیشنهاد دوستانه‌ای هم که نوشتی باید بگم: چشم. حتماً همینکارو می‌کنم و هروقت خواستم نظر مخالفی رو بخونم، سعی می‌کنم به همون منبع اول رجوع کنم و با اون مقایسه کنم.
          مثل همیشه من رو شرمنده کردی با این همه توضیحات خوبت. ممنونم از لطف و محبتت جعفر جان.

دیدگاهتان را بنویسید

instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi
cam bölme duvar ofis cam bölme sistemleri modüler bölme duvar Taç perde modelleri