üsküdar evden eve nakliyat

جلب کردن نگاه و توجه دیگران به خود

خانمی نسبتاً جوان در پیاده‌رو قدم می‌زد و همۀ نگاه‌ها(خاصه نگاه ناپاک مردان هوس‌باز) را جلب خود کرده بود.

آیا این خانم از چنین کاری لذت می‌برد؟ الله اعلم.

گذشت و گذشت تا به جلوی مغازه‌ای رسید و پسر جوانی ناخودآگاه نگاهش به او افتاد. سعی کرد سر تا پای او را اسکن کند.

شلوارش ظاهراً آب رفته بود. با خود فکر می‌کرد که چنین چیزی مد شده است یا شاید شلوارها جنس‌شان نامرغوب شده است.

از جلوی مغازۀ آنها گذشت و آن جوان همچنان نگاهش را به او دوخته بود.

جلوی چند مغازۀ بعدی که رسید، متوجه شد نه تنها او که بسیاری از مردان دیگر نیز سر تا پای او را برانداز می‌کنند.

ناخودآگاه هم احساس خوبی پیدا کرد هم احساسی بد: احساس بد از این خاطر که با خود فکر می‌کرد “چرا یک نفر باید بخواهد همۀ نگاه‌ها را (با این روش) به خود جلب کند؟” و احساس خوب از این خاطر که با چشمان خود می‌دید که در این مسابقۀ نگاه کردن و آنالیز کردن تنها نیست.

نگاه جوان همچنان به آن زن دوخته شده بود، همچنان به صورت ناخودآگاه.

جملۀ مردی او را به خودش آورد: آقا! حواست به کارت باشد.

جوان کمی ترسید. احساس کرد این آدم یا باید شوهر این خانم محجبه و عفیفه باشد یا برادر وی یا شاید هم گوش شیطان کر، دوست پسر وی. همچنان الله اعلم.

ولی وقتی لبخند آن مرد را دید، فهمید که آن مرد نیز یکی از همین نگاه‌کنندگان بوده است و فهمید که می‌خواسته است سر به سر او بگذارد.

جوان قصۀ ما، خوشحال از اینکه خطری تهدیدش نمی‌کند، لبخندی تلخ زد و سعی کرد حواسش را با چیزهای دیگر پرت کند.

اما افکار او، او را رها نمی‌کردند.

به راستی چرا باید به چنین جایگاهی برسد که حاضر باشد به هر قیمتی، نگاه این همه کس و ناکس را به خود جلب کند؟

یاد حرفی از بزرگواری افتاد که می‌گفت: زن به لحاظ آماری نصف جامعه است ولی به لحاظ آثاری کل جامعه است. آن شب بود که این جملۀ کذایی را با گوشت و پوست و استخوان‌اش درک می‌کرد.

عقلش به جایی قد نداد. بیشتر از این هم فرصت فکر کردن را نداشت. با قلبی شکسته و با عذاب وجدانی که نمی‌دانست ناشی از چیست، به کار خود ادامه داد…

8 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام حاجی
    بنظر که مشکل از چشم هیز ملت جنس نر باشه حالا هر چقد هم که بگیم زنها بد حجابن، دلیلی نمیشه که حالا چون ی زن لباس نامناسب(از دید جنس نر) پوشیده جنس نر به
    “خودش اجازه بده”
    “حق بده”
    که میتونه تا گوشت و پوست و تار و پوده اون زن رو با چشاش سوراخ کنه
    مگر غیر اینه که تفاوت انسان با حیوان داشتن قدرت اختیاره؟
    این همه کشور تو جهان هست و فقط تو کشور ماست که تو همه شهراش حجاب اجباریه پ مشکل اموزش و پرورشه و چشای هیز و دزد جنس نر جامعس
    سپاس

    1. سلام دوست عزیز.
      من هم قبول دارم مشکل از جنس نر (چون نر و مرد بودن باهم فرق دارند) هست ولی به نظرم این مشکل خودش خیلی جای بحث داره و فکر می‌کنم کشورهای دیگه رو بخوایم با خودمون مقایسه کنیم، به اشتباه می‌افتیم.
      ولی قبول دارم که مشکل از کشور ماست و فکر می کنم که مردهای ما چشم و دل سیر نیستند یا لااقل تا الآن چشم و دل سیر نشدند اگرنه نیاز نبود که مدام به این و اون نگاه کنند. ضمنِ اینکه توی کشورهای دیگه نداشتنِ حجاب اجباری یه عرف هست و برای مردم عادی شده و دیگه عقده‌یی بار نیومدند.
      دلایل دیگه‌یی هم داره که به ذهنِ من نمی‌رسه ولی این مسأله به این راحتی‌هایی که من و شما می‌گیم نیست.
      خلاصه ممنونم که بحث رو به چالش کشیدی 🙂

  2. سلام سینا جان…
    قصه ی بین این دو جنس از وقتی غصه دار شد که آدم به عشق حوا گندم خورد اما قشنگیش به همین عشق بود… این روزا بخاطر کمبود محبت و عشق زنها دنبال جلب توجه به هرطریقی و مردها به دنبال چشم چرخوندن هستن البته این حرفم به عام نیست ولی نزدیک به عام هست.
    متنت طرفداری از پسرا نبود بستگی داره چجوری برداشت کنیم ازش…

    1. سلام لیلا جان.
      چه دیدگاه جالبی. شاید هم واقعاً قشنگیش به همین عشقی بود که ما این همه مدتی داریم به اجدادمون سرکوفت می‌زنیم.
      خوشحالم که نظرت رو در مورد نوشته‌ام گفتی و خوشحالم که از زبونت می‌شنوم که بی‌دلیل از کسی حمایت نکردم.
      راستی، امیدوارم ایام امتحانات رو خوب سپری کنی…

  3. سلام سیناجان
    اول از همه: اون شلوارها مدت زیادیه مد شده. اسمشون «شلوار ۹۰». فلسفهٔ کوتاه بودنش هم اینه که اول ازهمه مچ‌پا دیده بشه و بعد از اون اگر کسی پابند(قدیما بهش میگفتن خلخال😉) به پاش بسته باشه یک وقت خدای نکرده از دید اهل دل مخفی نمونه.(سوال دیگه‌ای داشتی بپرس!)

    دوم: جلوه‌گری و عشوه‌اومدن یک خصوصیت نیست که مختص بعضی خانم‌ها باشه. درواقع جزئی از وجود یک زنه که با اون به دنیا میاد. جنس مؤنث ذاتا علاقمنده که نگاه ها رو به خودش جذب کنه. منتها بعضی بلدن که چیکار کنن و بعضی شبیه این خانم قصهٔ‌ شما ناشی‌گری درمیارن. قطعاً هردختری اونقدر زیبایی داره که بتونه با اون چشم‌ها رو به خودش خیره کنه ولی یک نفر ترجیح میده زیبایی رو نگه داره و درجای مناسبش خرج کنه و یکی دیگه (خواسته یا ناخواسته) اون رو به همه پیشکش می‌کنه. بعضی وقت‌ها توی کوچه و خیابون خانم‌هایی رو میبینم که نمی‌تونم ازشون چشم بگیرم، اونموقع توی دلم میگم من که دخترم اوضاعم اینه خدا به پسرا رحم کنه!!

    سوم: یادمه سالها قبل توی یک کتاب جمله‌ای رو خوندم که هنوز یادم مونده. «برای به زانو درآوردن یک مرد دو راه وجود دارد که هرگز به خطا نمی‌رود. استفاده از زهر و زن». تاریخ رو هم که نگاه می‌کنیم می‌بینیم هروقت فتنه‌ای رخ داده یک سر اون در دست یک زن بوده. قتل امیرکبیر، فتح آندلس، شهادت امام حسن«ع» و الخ.

    1. سلام زینب جان.
      اولاً چه جالب. نه اسمش رو شنیده بودم نه فلسفه‌اش رو می‌دونستم.
      مچ پا که هیچی. مورد داشتیم تا زیر زانوش پیدا بوده.
      اون پابند یا خلخال هم که گفتی خیلی جالب بود برام تا حالا نشنیده بودم از کسی. اتفاقاً اینجور مواردی زیاد به چشمم خورده بود توی این چند وقت.
      امیدوارم یه وقت سوءتفاهم نشه و فکر نکنی من جزو اهل دل هستم. از قدیم گفتن: یه نظر حلاله. به قول سارا خانم هم که ما عادت داریم بقیه رو تقصیرکار بدونیم 🙂
      ثانیاً بهتر نیست این خصلت زنانه که اتفاقاً چیز خیلی خوبیه رو یه جای دیگه خرج کنن؟
      خدا را شکر بازم تو ما رو خوب درک می‌کنی 🙂 ولی جدای از شوخی، قبول دارم حتی اگه یه نفر حجابش خیلی هم مناسب باشه، باز هم قرار نیست از نگاه تیزبین یک مرد در امان بمونه. اما خب به نظرم حداقل کاری ئه که می تونه یه خانم انجام بده. حالا اگه مرد اونقدر ناشی باشه که بازم بخواد نگاه کنه، من دیگه صحبتی ندارم.
      ثالثاً با این یادآوری زیبات، من رو یاد فیلمی انداختی با این عنوان: همیشه پای یک زن در میان است.
      ممنونم که بدون تعصب حرفت رو نوشتی و سعی نکردی از خانم‌ها حمایت کنی. هرچند که می‌دونم خیلی جاها مشکل از آقایون ئه ولی توی این زمینه استثنائاً به نظرم شروع کنندۀ این مشکل، خانم‌ها هستن.
      ممنونم از کامنت آموزنده‌ات 🙂 استفاده کردیم استاد.

  4. سلام آقا سینا
    – چند روز پیش فرصتی پیش اومد که مدت طولانی توی قسمت شلوغ شهر پیاده راه برم. برام عجیب بود که اکثر آقایون با سنین و شرایط مختلف، چه مغازه‌دار، چه مشتری، چه عابر پیاده، چه عابر سواره، به خودشون اجازه میدادن که راحت زل بزنن بهم و چه من سرمو بندازم پایین، چه بهشون نگاه کنم،‌ به کارشون ادامه بدن! حالا من چجوری بودم؟ مانتوی مدرسه پوشیده بودم، موهام کاملا تو بود و حتی ضد آفتاب هم نزده بودم. تازه به توصیه معلمای دینی، همچین با اخم و غرور هم راه می‌رفتم که مثلا ترسناک بشم!‌ وقتی که رسیدم خونه، باورتون نمیشه چقدر احساس امنیت داشتم. خنده‌دار بود… یا گریه دار؟
    حالا خودتونو بذارین جای من که برای یه راه رفتن تو خیابون باید نگاه‌های وقیح و حتی تحقیرآمیز اینهمه آدمو تحمل کنم،‌ چرا؟ فقط به خاطر این که مونث می‌باشم…
    میخوام بگم اکثریت مردهای جامعه فعلی ما، کاملا این اجازه رو به خودشون میدن که به حریم خصوصی زنی تعدی کنن. حالا اگه حجابش بد باشه،‌ یه کم بیشتر! توجیهشونم اینه که کور شین روبنده ببندین نگاتون نکنیم!
    من از شمایی که جوون امروزی و متعلق به نسل جدیدین، انتظار دارم قضیه رو همه جانبه نگاه کنین. شما آقایون تو جامعه باید کاری کنین که ما احساس امنیت کنیم… به جاش نشستین میگین: چه زن پررویی، آستینش رفت بالا،‌ منو به گناه انداخت. (انگار مردا هیچ اراده و اختیاری از خودشون ندارن و “فقط” اون خانم از همه جا بیخبری که داره تو خیابون رد میشه باید حواسشون باشه اونا رو پرت نکنه تو گناه!)
    لطفا از اون طرف هم نگاه کنین.

    – نکته بعدی: من چگونه باید به مخاطبام رحم کنم؟!

    1. پیش‌نوشت:
      2خط مونده بود که جوابم رو تکمیل کنم ولی همه شون در یک طرفه‌العینی پرید. یه حال افسردگی عجیبی پیدا کردم و از کامپیوترم فاصله گرفتم چون جواب مفصلی نوشته بودم. الآنم که دارم می‌نویسم، خودم رو مجبور کردم اگرنه فکر نمی‌کنم بتونم به مانند چند ساعت قبل، صحبت‌هام رو یک کاسه کنم. بگذریم.
      __
      سلام سارا خانم.
      نکته‌ای که می‌فرمایید رو خودمم شاهدش بودم.
      راستش بحث من یه چیز دیگه بود که متأسفانه یه خرده هم جنبۀ طرفداری از آقایون به خودش گرفت اگرنه طبیعتاً من کسی نیستم که بخوام این حرکت وقیحانه رو از طرف هم جنس‌های خودم تأیید کنم.
      بحث من این بود که: چرا وقتی یه خانم می‌تونه با یه سر و وضع نسبتاً مناسب بیاد بیرون، اینجوری باید اندامش رو بندازه بیرون؟ که چی؟ خیلی شاخی؟ می‌خوای بگی مردها چقدر هیز شدن؟ (که البته هیز نشدن، هیز بودن!) می‌خوای بگی فقط تو می‌تونی و بقیه نمی‌تونن؟ نه واقعاً که چی؟
      موردی هم پیدا می‌شه مثل خود شما که می‌گی هیشکدوم از اینکارا رو نکردی و اتفاقاً سر و وضعت کاملاً مناسب بوده ولی از شر این رجال راحت نبودی.
      فرض خنده داریه ولی خب فرض محال، محال نیست. فرض کنیم آقایون به اون درجه از اجتهاد برسن که حاضر نباشن نگاه چپ به ناموس مردم داشته باشن. آیا به نظر شما همین ناموس مردم می‌تونه یه کاری بکنه که یه بندۀ خدایی که هفتاد سال هم عبادت کرده، یک شب دین و دنیاش رو به باد بده؟ به نظر من که می‌تونه. یعنی تاریخ ثابت کرده که می‌تونه…
      ولی حالا اگه یه خانم اونقدر متین و خانوووم باشه و جوری برخورد کنه که هیچ مردی جرأت نکنه بهش نگاه چپ بکنه، آیا یه مرد می‌تونه جوری این خانم رو قلقلک بده که اون رو از راه به در کنه؟ به نظر من غیرممکن نیست ولی خیلی بعید به نظر می‌رسه.
      نمی‌خوام طرفداری کنم از خودمون. اصلاً باور کن خوشم نمیاد از این استریوتایپ که بگم ما آقایون فلان و شما خانم‌ها فلان. حتی شما خودت یه مثال نقض هم گفتی که من روده‌درازی نکنم و خواستی خیلی غیرمستقیم اشاره کنی و بگی: کرم از خود درخته. قبول.
      ولی من می‌گم دو طرف تا جایی که می‌تونن، بهتره حرمت‌ها رو رعایت کنن و امروزه اکثر حرمت‌شکنی‌ها از طرف خانم‌ها شروع می‌شه. هرچند که ممکنه از نگاه همون خانم، خودش یه آدم محجبه و عفیفه به نظر برسه و هیچ مشکلی هم توی خودش نبینه ولی همون آقا وقتی این خانم عفیفه رو نگاه می‌کنه، ممکنه روم به دیوار هزارتا فکر با خودش بکنه.
      مشکل از چیه؟ والا نمی‌دونم. ولی توی نوشته‌ای که با عنوان انقلاب جنسی نوشته بودم و احتمالاً شما هم خوندیش، اگه اون مستند رو دیده باشی، شاید یه دلیل‌هایی گوشۀ ذهنت باشه که چرا وضع‌مون اینه.
      آیا فقط کشور ما که جهان سومی هست درگیر این مشکلات هست و کشورهای پیشرفته‌ با این قضایا دست و پنجه نرم نمی‌کنند؟ معلومه که نه. ولی چرا وضعشون (لااقل به ظاهر) بهتر از مائه؟
      جوابش رو می‌دونم. یعنی یه حدس‌هایی می‌زنم ولی حیف که خیلی نمی‌شه این حدس‌ها رو اینجا نوشت.
      قبول دارم. نوشته‌ام یه خرده به سمت تعریف از آقایون سوق داشت ولی واقعاً اینجور چیزی توی ذهنم نبوده و نیست. ولی به نظرم باید به یه درک بالایی برسیم که دو طرف مراعات همدیگه رو بکنن.
      وقتی آقا نگاهش رو دریغ نمی‌کنه، خانم هرچقدرم که پاک‌دامن باشه بازم فایده نداره. از اونورم وقتی خانم خیلی مراعات نکنه، آقا هرچقدرم معتقد باشه به سختی می‌تونه نگاه خودش رو از اون خانم بدزده.
      من از اون طرف هم نگاه کردم و می‌کنم ولی وزنۀ تأثیر خانم‌ها رو همچنان بیشتر می‌دونم. شاید دارم اشتباه می‌کنم ولی خب چیزی که من دیدم و به تجربه برام ثابت شده، باعث شده نگاه بهتری به این هم‌جنس‌های هوس‌بازم داشته باشم.
      پی‌نوشت: می‌بخشید که یادم رفت توی همون وبلاگ جواب‌تون رو بدم. هعی به خودم یادآوری کردم ولی فراموش کردم کلاً.
      راستش اون رو به شوخی نوشتم. تیتر زده بودی که: خدا قسمت کند شوهر. منم می‌خواستم بگم توی این دوره زمونه شوهر نیست و از این حرف‌های چرت. احساس کردم مخاطب‌هات هم هم‌سن‌و سال خودت هستن، گفتم درست نیست اذیت‌شون نکنه یه خرده به حال‌شون رحم کن.
      هیشکدوم از این پیش‌فرض‌های ذهنی رو توضیح ندادم و فقط همون جملۀ آخر رو نوشتم به این امید واهی که ان‌شاءالله خودت می‌فهمی چی گفتم 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi
cam bölme duvar ofis cam bölme sistemleri modüler bölme duvar Taç perde modelleri