üsküdar evden eve nakliyat

تمرین این هفته: تغافل

تغافل معناهای متفاوتی می‌تواند داشته باشد اما احتمالاً مخرج مشترک آن چنین چیزی باشد:

اگر چیزی را دیدیم و فهمیدیم و اگر آنچه را که دیده بودیم یا فهمیده بودیم، مناسب بیان کردن و حتی به روی خود آوردن نبود، بهتر است که به روی خود نیاوریم و همان گونه که هست، آن را به حال خود رها کنیم؛ تو گویی که انگار شتر دیدی ندیدی.

اجازه بدهید کمی بیشتر آنچه در ذهنم هست را بیان کنم.

سابق بر این، “تغافل” را از زبان امام علی و پیامبر اکرم و سایر بزرگواران مذهبی‌مان شنیده بودم که می‌فرمودند:

مصلحت همزیستى سالم و معاشرت با مردم در پیمانه‌اى است که دو سوّم آن هوشیارى و یک سوم آن تغافل باشد. (+)

چندی که گذشت، چنین حرفی را از زبان شاهین فرهنگ نیز شنیدم که می‌گفت پدر و مادر در تربیت فرزند خود گاهی باید خود را به تغافل بزنند و به گونه‌ای رفتار کنند که انگار بعضی حرکات فرزندشان را ندیده‌اند، هرچند که نباید دست روی دست بگذارند و باید اقدام مناسبی را انجام دهند.

مثالی که ایشان در این زمینه می‌زد، تقریباً این چنین بود. ایشان می‌گفت:

اگر پدر و مادری از این قضیه بو ببرند که (معمولاً) پسر/دختر شان سیگار کشیده است،‌ دو راه می‌توانند در پیش بگیرند. یکی اینکه یقۀ او را بگیرند و به او بگویند که ما می‌دانیم تو سیگار کشیده‌ای و او را به تنبیه کنند و از این ماجراها که احتمالاً چندان تأثیری نخواهد داشت و یکی اینکه سعی کنند با روانشناس صحبت کنند و ببیند به چه علت پسرشان سیگاری شده است؟ علت آن، کم‌توجهی و بی‌توجهی والدین بوده است یا ناشی‌گری خود کودک؟

خلاصه اینکه بعضی جاها “تغافل” بسیار کارساز است. راستش را بخواهید، به نظرم بسیاری از اوقات تغافل کارساز است.

هفتۀ اخیر برای من هفتۀ دشواری بود و کمی بیش از اندازه به من فشار آمد.
( از نوع فشار فاکتور بگیرید و صرفاً به همین فشار بسنده کنید.)

می‌توانستم خیلی راحت کاری کنم که دلم خنک شود و همه چیز را سر یک بندۀ خدا بشکنم و هم خیال خودم را راحت کنم و هم خیال او را و به حساب خودم، حساب او را کف دستش بگذارم اما به زور به خودم قبولاندم که در این مورد تغافل به خرج دهم یعنی مواردی که دیده بودم و من را دلخور کرده بود را به گونه‌ای در نظر بگیرم که انگار اتفاقی نیفتاده است. در اینجا هم از صبر و حوصله به خرج دادن، نتیجۀ مطلوبی به دست آمد.

نمی‌دانم شما در چه موقعیت و چه شرایطی قرار دارید اما شاید بد نباشد شما هم گاهی خودتان را (دور از جان‌تان) به نفهمی بزنید. اگر دیدید، جوری برخورد کنید که انگار ندیده‌اید. اگر شنیدید، جوری برخورد کنید که انگار نشنیده‌اید. اگر فهمیدید، جوری برخورد کنید که انگار نفهمیده‌اید. خلاصه اینکه کمی مراعات حال طرف مقابل را بکنید و خودتان را نفهم جلوه دهید، بدون اینکه قصد سوء استفاده داشته باشید.

دوست دارم چنین تمرینی را در هفتۀ پیش رو بیشتر از بقیۀ اوقات، عملی کنم. اگر شما هم با من همراه می‌شوید، بسم‌الله.

ارادتمندِ شما،
سینا شهبازی.

دیدگاهتان را بنویسید

instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi
cam bölme duvar ofis cam bölme sistemleri modüler bölme duvar Taç perde modelleri