üsküdar evden eve nakliyat

اهداف مان را لو بدهیم یا نه؟

از دیرباز که اساتید موفقیت به من و امثال من می‌خواستند دربارۀ اهمیت برنامه‌نویسی و مکتوب کردن آرزوها و چه بسا رؤیاها به ما مطلبی بگویند، همیشه با دو طرز تفکر متناقض روبه‌رو می‌شدم و هرکدام نیز موافقین و مخالفین خودش را داشت.

دربارۀ “گفتنِ اهداف خودمان به اطرافیان” نیز روایات متعددی وجود دارد، البته خوشبختانه نه به تعداد آدم‌های روی کرۀ زمین.

یکی استدلالات موافقین این است که:

فلان کَسَک در میدان شهر هدفش را جار می‌زده است تا به دیگران بفهماند هم برای رسیدن به این هدف مصمم است هم اینکه آنقدر شجاعت دارد تا بتواند آن را جلوی هر کس و ناکسی به زبان بیاورد و خودش را بیش از پیش به انجام فلان کار مجاب کند.

یکی از استدلالات مخالفین هم این است که:

اگر اهداف‌مان را به دیگران بگوییم، نوعی امنیتِ خاطر در ذهن‌مان ایجاد می‌شود و به اشتباه تصور می‌کنیم که به آن هدف رسیده‌ایم و چندان شور و شوقی برای‌مان باقی نمی‌ماند تا برای رسیدن به آن دست و پا بزنیم.

لذا معمولاً توصیه می‌کنند که بهتر است اهداف‌تان را به کسی نگویید و صرفاً روی کاغذ (یا چیزی مانند آن) بنویسید تا خودتان فراموش نکنید که هدف‌تان چیست.

نمی‌دانم کدام‌یک از این دو استدلال درست‌تر است اما چیزی که می‌دانم، این است که این دو استدلال احتمالاً نمی‌تواند به صورت مطلق درست باشد.

رویه‌ای که تا به حال سعی کرده‌ام در زندگی‌ام به آن عمل کنم، این است که در مورد اهداف کلان و مهم‌تر سعی می‌کنم دیدگاه استدلال مخالفین را پیاده کنم و سعی می‌کنم در خفا کارم را انجام دهم تا وقتی که به نتیجه برسم. آن موقع اگر خواستم، می‌توانم گوش دنیا را کر کنم که بله، من همانی بودم که یک روزی می‌خواستم به چنین جایگاهی برسم و بالأخره هم رسیدم. ولی ترجیح می‌دهم قبل از آن کسی از هدفم خبردار نشود تا خدایی نکرده به این عارضه (که من آن را “آرامشِ ذهنیِ بیجا” می‌دانم) مبتلا نشوم.

استدلال خودم هم برای این کار این است: به هر دلیلی، ممکن است در میانۀ مسیر نظرم عوض شود و بخواهم هدفم را تغییر دهم ولی اگر چنین هدفی را به کسی گفته باشم و او هم از قضا آدم کم‌فهمی باشد، حتماً می‌خواهد به من گیر بدهد که چرا نظرت عوض شد و لابد می‌خواهد هزار و یک دلیل بیاورد که من اشتباه می‌کنم. من هم چون حوصلۀ سر و کله زدن با چنین آدم‌هایی را ندارم، ترجیح می‌دهم چیزی به کسی نگویم، مگر اینکه به شعور بالای او اطمینان داشته باشم.

اما رویه‌ام در مورد اهداف کوچک‌تر و دَمِ دستی‌تر و پیش‌پاافتاده‌تر کمی متفاوت است و تا به حال به دیدگاه موافقین نزدیک‌تر بوده است. یعنی اگر می‌خواستم کاری انجام دهم که برایم مهم بوده است ولی چندان هم نیازی به شق‌القمر کردن نداشته است و با کمی اهمال‌کار نبودن و تلاش می‌توانستم به آن برسم، سعی کردم به یکی دونفر که با آن هدف در ارتباط هستند بگویم تا سعی کنم کمی متعهد‌تر بشوم و اهمال‌کاری به خرج ندهم و از طرفی هم تلاش می‌کردم تا نزد اطرافیان بدقول نشوم.

راستی، شما به کدام استدلال در زندگی‌تان بیشتر بها داده‌اید؟

6 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

    1. ممنون از تو حانیه که همیشه من رو همراهی می کنی 🙂
      ممنونم از تأییدت. خیلی انرژی می‌گیرم وقتی اسمت رو اینجا می‌بینم چون می‌دونم این روزا خیلی هم سرت شلوغه…
      بهترین‌ها رو برای تو و بقیۀ دوستانم آرزو می‌کنم.

  1. سلام رفیق
    من به این شیوه عمل میکنم که در مورد کلیات اهدافم صحبت میکنم ولی جزییات این هدف و یا انگیزه هایم و یا مسیری که طی خواهم کرد صحبت نمیکنم چون عموما مردم در کلیات با هم مشکلی ندارند و سر جزییات امور است که با هم جر و بحث میکنند مثلا من می نویسیم که طالب موفقیت و ثروت و یا آرامش و یا … هستم ولی جزییاتش را فاش نمیکنم. یا مثلا فلان کتاب و مهارت را میخواهم یاد بگیرم حال انگیز ه ام چیست و چطور این مسیر را طی میکنم بماند پس بیان کلیات برای جهت دهی به زندگیمان کار مناسبی است و لی ذکر جزییات و روشهای رسیدن به واسطه ی اینکه احتمالا افراد مختلف به جزییات آن حمله میکنند و قصد دارند با تو وارد بحث شوندو و سپس محکومت کنند پیشنهاد نمیکنم. البته قصد من فرار از منتقدان یا نصیحت گویان نیست و ترسی هم از مجادله و بحث کردن با دیگران ندارم منتهی فکر میکنم کار بیهوده ای است و منجر به فوت وقت میشود.

    1. سلام فؤاد جان
      نگاه خیلی جالبی داری و کار خیلی جالبی هم انجام می‌دی. اتفاقاً اینجوری دیگه از شر اطرافیان هم خلاص می شیم و نمیان گیر بدن که چرا هدف نداری و …
      به قول تو عموماً در کلیات مشکل نداریم. سعی می‌کنم من هم از شیوۀ تو استفاده کنم…
      من هم مثل تو ترس از بحث کردن ندارم و اگر احساس کنم یکی اهل مباحثۀ منطقی هست و می‌تونم از نظراتش استفاده کنم، حتماً باهاش اینکارو می‌کنم ولی به قول تو اینکار معمولاً منجر به فوت وقت می‌شه.
      خیلی از نظرت استفاده کردم و خیلی خوشحالم که این نکته رو بهم یاد دادی.
      ممنون رفیق 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi instagram takipci hilesi instagram takipci instagram begeni hilesi
cam bölme duvar ofis cam bölme sistemleri modüler bölme duvar Taç perde modelleri