افضل شركة فوركس افضل شركة تداول عملات اسلامية شركات التداول المرخصة شركات التداول الموثوقة افضل شركات الوساطة المالية في السعودية افضل شركة تداول عملات في السعودية uaebestforexcompany.com افضل شركة فوركس افضل شركة تداول عملات اسلامية شركات التداول المرخصة شركات التداول الموثوقة افضل شركات الوساطة المالية في السعودية افضل شركة تداول عملات في السعودية uaebestforextrading.com
افضل شركة فوركس افضل شركة تداول عملات اسلامية شركات التداول المرخصة شركات التداول الموثوقة افضل شركات الوساطة المالية في السعودية افضل شركة تداول عملات في السعودية افضل شركة فوركس افضل شركة تداول عملات اسلامية شركات التداول المرخصة شركات التداول الموثوقة افضل شركات الوساطة المالية في السعودية افضل شركة تداول عملات في السعودية forexalarabiya.com افضل شركة فوركس افضل شركة تداول عملات اسلامية شركات التداول المرخصة شركات التداول الموثوقة افضل شركات الوساطة المالية في السعودية افضل شركة تداول عملات في السعودية bestforexlicensed.com
افضل شركة فوركس افضل شركات الوساطة المالية في السعودية شركات التداول الموثوقة شركات التداول الموثوقة افضل شركة تداول عملات اسلامية افضل شركة فوركس
شركات التداول المرخصة افضل شركة تداول عملات اسلامية افضل شركة فوركس bestislamictrading.com افضل شركة تداول عملات في السعودية افضل شركات الوساطة المالية في السعودية
uaeguaranteedforex.com شركات التداول الموثوقة افضل شركة تداول عملات في السعودية افضل شركة فوركس افضل شركة تداول عملات اسلامية
افضل شركة تداول عملات في السعودية افضل شركات الوساطة المالية في السعودية افضل شركة فوركس افضل شركات الوساطة المالية في السعودية شركات التداول المرخصة افضل شركات الوساطة المالية في السعودية
انقلاب جنسی

انقلاب جنسی

چندی پیش، چند دقیقه‌یی از مستند انقلاب جنسی را از گوشی موبایل یکی از دوستانم دیدم و از آنجایی که او را به لحاظ اعتقادات با خودم شبیه می‌دانستم، حرف‌هایش را جدی گرفتم و ترغیب شدم تا آن مستند را از اینجا بخرم و خودم در یک وقت مناسب آن را تماشا کنم.

آن وقت مناسب فرا رسید و آن را با دقت تماشا کردم.

تصمیم گرفتم در اینجا، گوشه‌ای از تراوشات ذهنی‌ام را که قابل پخش است بیان کنم. آن قسمت‌هایی هم که قابل پخش نیست را به صورتی می‌نویسم تا به کسی چندان فشار نیاورد.

1

بینی و بین‌الله، آیا فکر می‌کنید اگر حجاب اجباری نبود، چند درصد مردم ما محجبه باقی می‌ماندند؟

(اگر بخواهم واژۀ “مُحَجَّبه” را از نظر خودم تعریف کنم: کسی که حجابش مناسب است، خواه با چادر باشد، خواه با روسری. حجاب مناسب هم ترجیحاً به این معناست که ذره‌ای از مویش پیدا نباشد.

امیدوارم نخواهید به این تعریف گیر بدهید که حوصلۀ بحث کردن ندارم. این تعریف، فارغ از درستی یا نادرستی آن، چیزی است که در ذهن من نقش بسته است، همین و بس.)

با این اوصاف، فکر می‌کنید چند درصد مردم کشور عزیزمان، با اختیار خودشان و نه به اجبار خانواده یا اطرافیان، محجبه باقی مانده‌اند؟

فکر می‌کنید اگر فردا روزی اعلام می‌شد که هرکسی با هر حجابی می‌تواند در خیابان ظاهر شود، چند درصد همچنان محجبه باقی می‌ماندند؟ بیشتر از 50 درصد، یا کمتر از 50 درصد؟

2

بخواهیم یا نخواهیم، جامعه‌مان در شرف انقلاب جنسی است. آیا خودمان را برای چنین اوضاعی آماده کرده‌ایم؟‌ آیا پیش‌فرض‌های‌مان تا به حال کمی تعدیل شده‌اند؟ یا همچنان درگیر ظواهر و مسائل پیش پاافتاده هستیم؟

راوی این مستند (حسین شَمَقدَری) در دقایق ابتدایی این مستند می‌گوید:

امروز ما در ابتدای مسیری هستیم که غرب از دویست سال پیش در راه آزادی‌های جنسی طی کرد. حالا ما می‌خواهیم [که] ببینیم این مسیر قرار است که ما را به کجا برساند؟

3

لابه‌لای این کلیپ، مصاحبه‌شونده‌ای می‌گوید:

روسری نشانۀ مسلمانی است.

آیا در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم، روسری (و حتی چادر) نشانۀ مسلمانی است؟

4

بعد از گذشت 4 دقیقه از مستند، یک خوابگاه دانشجویی نشان داده می‌‌شود.

کاری به امکاناتی که متناسب با فضای ما نیست، ندارم. ولی آیا وجود چنین خوابگاهی، واقعاً دانشجو را مشتاق‌تر به یادگیری و همچنین مسئولیت‌پذیرتر بار نمی‌آورد؟

آیا چنین خوابگاهی که دانشجویان مجبور می‌شوند به دور از پدر و مادر زندگی کنند، مناسب سن و سال چنین افرادی هست؟

فارغ از اینکه مثل مدارس‌شان همانند خوابگاه مختلط است، آیا امکان فرهنگ‌سازی چنین چیزی در فرهنگ ما وجود دارد؟‌ حتی به فرض امکان چنین چیزی، آیا چنین چیزی درست است؟ اینکه پسر و دختر کنار هم بتوانند به درس و مشق‌شان بپردازند؟

در کشور عزیزمان ایران، چنین چیزی را با اندکی تفاوت در دانشگاه‌های‌مان تجربه می‌کنیم. آیا بهتر نیست چنین چیزی را از مدرسه‌ها شروع کنیم؟ یا شاید بهتر است چشم‌ و گوش بچه‌ها اینقدر زود باز نشود؟

5

پسر و دختر از چه سنی به یکدیگر احساس نیاز پیدا می‌کنند؟ تا به حال به این سؤال فکر کرده‌اید؟

از این که بگذریم، همین پسر و دختری که احساس نیاز به یکدیگر پیدا کرده‌اند، در چارچوب عرف و آنچه که در جامعه‌مان شاهدش هستیم، چه زمانی به یکدیگر می‌رسند؟ (جدای از بحث ازدواج دائم که ممکن است درصدی اندک از افراد ترجیح دهند زود ازدواج کنند و خیال خودشان را راحت کنند)

جواب افراد به این سؤال جالب است:

برای سؤال اول معمولاً 14-15 را ذکر می‌کنند و برای سؤال دوم 30-35 سال را.

تا به حال فکر کرده‌اید جوانی که از 15 سالگی احساس نیاز می‌کند و مجبور است تا 30 سالگی صبر کند، چه اتفاقاتی ممکن است در طول این مسیر برایش بیفتد؟ آیا چنین فردی عقده‌ای بار نمی‌آید؟

جدای از این اتفاقات، آیا اسلام از ما خواسته است که از 15 سالگی تا 30 سالگی دست به سینه بنشینیم و یکدیگر را تماشا کنیم؟

(برخورد حرفه‌ای و هوشمندانۀ مجری‌ [بخوانید: راوی] در یک صحنه نظرم را عجیب جلب کرد. اکثر افراد غربی که از آنها پرسیده می‌شد اولین رابطۀ جنسی‌تان چه زمانی بود، معمولاً جواب‌شان مابین 12 تا 16 بود. وقتی یک نفر در جواب به این سؤال عدد 20 را مطرح کرد، تعجب کرد و جا خورد. انصافاً هم در فرهنگ آنان باید از شنیدن چنین عددی برای چنین سؤالی، جا خورد.)

6

حقایق زیادی را در این مستند شنیدم که با آنها احساس همدردی کردم. راست گفته‌اند که: حقیقت تلخ است.

7

به نظرتان چرا افراد خارجی باید بدون آرایش و با کمترین میزان آرایش (ریمل و بعضاً سایۀ چشم که شخصاً از هیچکدام سررشته‌ای ندارم) از خانه بیرون بیایند اما ایرانی‌ها حاضر نباشند بدون صد قلم آرایش و سرخاب سفیداب از خانه خارج شوند؟ واقعاً چرا؟ کجای کار ما ایراد دارد؟

چرا وقتی -در ایران-  یک نفر با کمی پوشش نامناسب از خانه بیرون می‌آید، مردان باید سرتاپای او را اسکن کنند ولی وقتی -در غرب- یک نفر بدون پوشش سر بیرون می‌آید، آزادانه قدم می‌زند و هیچکس هم کاری به کار او ندارد؟ چرا چنین چیزی برای آنها عادی شده است و برای ما همچنان غیرعادی است؟

آیا این محدودیت‌ها و این محرومیت‌ها، ما را بیشتر از غربی‌ها به این مسأله حریص‌تر و حساس‌تر نکرده است؟

8

تصور ما از روسپی‌ها معمولاً تصویر افتضاحی است. اما یک چیز را فراموش نکنیم: آنها نیز به این کار هیچ علاقه‌ای ندارند و تنها چیزی که آنها را مجبور به این حرکت دوست‌نداشتنی می‌کند، پول است.

شاید بگویید مشکل از خودشان است که راه بهتری برای کسب پول پیدا نکرده‌اند ولی فراموش نکنیم که این کار برای آنها نیز هیچ جذابیتی ندارد و آنها نیز آدم هستند و احتمالاً یکی هستند مثل خود ما.

9

یک جایی از این مستند بسیار تلخ بود. آنجا که فهمیدم زوج‌های زیادی وجود دارند که از رابطه با همسرشان راضی نیستند  و ناچار می‌شوند به رابطه با یک روسپی روی بیاورند.

آیا آنها نمی‌توانند طلاق بگیرند؟ آیا شرایط آنها راحت‌تر از ما نیست؟ پس چرا این کار را انجام نمی‌دهند؟

کاری به آنها ندارم. آیا اینکه سعی کنیم یک زوج را به هر زور و ضرب، کنار یکدیگر نگه داریم و نگذاریم آنها طلاق‌شان را بگیرند، آیا واقعاً اسلامی عمل کرده‌ایم؟ آیا بهتر نیست به بعضی از تفکرات پوسیده و قدیمی‌مان که خاک خورده‌اند، نگاهی دوباره بیندازیم؟

10

به عنوان جوانی که احتمالاً در این مسیر درد کشیده و هم سن و سال‌های زیادی را اطرافم دیده‌ام،‌ باید عرض کنم:

خانواده‌ها و جامعه از ما توقع دارند که یک جوان درسش را مثلاً تا 24 سالگی بخواند، سربازی‌اش را مثلاً تا 26 سالگی برود، کار مناسب و حقوق مناسبی را مثلاً تا 28 سالگی پیدا کند و وقتی توانست یک ماشین و یک خانۀ مناسب پیدا کند، حق دارد که ازدواج کند. اما آیا برای چنین جوانی، کمی دیر نیست؟

از پدر و مادرهای امروزی اگر بپرسید،‌ احتمالاً جواب‌شان منفی است و حتی اگر بخواهیم زودتر ازدواج کنیم، به ما می‌خندند.

از جوانان اگر بپرسید، احتمالاً چنین استدلالی مسخره به نظر برسد و صبر تا این سن و سال را جایز نمی‌دانند.

آیا راهی وجود دارد که کمی به تعادل برسیم؟

پی‌نوشت یک:

این مطلب را برای دل خودم نوشته‌ام و احتمالاً بعد از مدتی با دریافت یک اخطار، آن را حذف کنم. لذا به چشم یک پست موقت به آن نگاه می‌کنم.

پی‌نوشت دو:

دوستانی که تمایل دارند هر کامنتی زیر این نوشته ثبت کنند، بدانند و آگاه باشند که هیچ کامنتی تأیید نخواهد شد.
این کامنت‌ها توسط نویسنده خوانده خواهد شد و در خاطره‌ها ثبت خواهد شد، همین.

لذا اگر حرف یا نکته‌ای دارید، راحت باشید. تصور بفرمایید که این کامنت‌ها خصوصی است و خصوصی خواهد ماند، خیال‌تان راحت.

پاسخ دهید

cam bölme duvar ofis cam bölme sistemleri modüler bölme duvar Taç perde modelleri