çekmeköy evden eve nakliyat kağıthane evden eve nakliyat maltepe evden eve nakliyat pendik evden eve nakliyat saç protezi از مزایا و یا شاید معایبِ ازدواج کردن - دست نوشته های سینا شهبازی

از مزایا و یا شاید معایبِ ازدواج کردن

آیا از لاغری رنج می‌برید؟

آیا اطرافیان‌تان شما را مسخره می‌کنند؟

آیا می‌خواهید چاق (و به قول خانم‌ها: توپُر) و جذاب‌تر شوید؟

ازدواج کنید!

امیدوارم این چند خط را با لحن جدی نخوانده باشید. راستش را بخواهید، حتی دوست نداشتم چنین نوشته‌ای را اینجا منتشر کنم ولی احساس کردم بد نیست حاصل تجربیات و مشاهداتم را -که گویا تحقیقات فراوانی هم در این زمینه انجام شده است- با شما به اشتراک بگذارم.

مدتی بود که سعی می‌کردم زیاد در مورد ازدواج بدانم تا اگر موقعیتی پیش آمد، بتوانم به اصطلاح گلیم خودم را از آب بیرون بِکشم اما ظاهراً آنقدر سخت‌گیر و کمال‌طلب هستم که بعید می‌دانم به این زودی‌ها مورد مناسبی به تورم (چشمم) بخورد.

در مورد ازدواج هم اکثر آنچه بحث می‌شود، همچون بسیاری از علوم دیگر، از جنس پیشنهاد و توصیه است نه از روی نصیحت و از جنس دستوری.

همچنانکه شاهین فرهنگ برمی‌گردد و می‌گوید: بهتر است 4-5سال اختلاف سنی بین پسر و دختر باشد (و طبیعتاً پسر می‌بایست بزرگتر باشد) اما این ابداً به این معنا نیست که اگر دختر خانمی از آقا پسری ازدواج کرد، آن ازدواج محکوم به جدایی خواهد بود، بلکه بیشتر حرف‌ها از جنس تجربه و مشاهده است که البته قطعی هم نیست.

من هم می‌خواستم یکی از همین موارد با شما به اشتراک بگذارم، موردی که مدت‌هاست نظرم را جلب کرده و بارها در قالب‌ها و آدم‌های متفاوت، آن را مشاهده کرده‌ام.

نمی‌دانم شما هم به چنین Caseای برخورد کرده‌اید یا نه: اینکه وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند، معمولاً پس از مدتی دو طرف درگیر کمی چاق می‌شوند و بیشتر از قبل مستعد چاقی هستند (+ و +).

دلایل متفاوتی هم برای این امر ذکر شده از جمله اینکه: شاید افراد زمان و حجم بیشتری از غذا را در کنار هم و باهم میل نمایند (نسبت به وقتی که هریک جدا غذا می‌خوردند) و یا شاید هم ازدواج باعث شود که ما فرصت کمتری برای توجه به ورزش کردن داشته باشیم و از همه مهم‌تر، افراد بعد از ازدواج احتمالاً مثل دوران ماقبل ازدواج، چندان انگیزه‌ای برای حفظ اندام و ثبات وزن خود نداشته باشند چون ظاهراً به هدف خود رسیده‌اند و دیگر نگران این نیستند که مورد مناسبی برای خود پیدا کنند بلکه احتمالاً خیال‌شان از این بابت راحت است که این Case مناسب تا آخر عمر با آنها خواهد ماند. البته عامل فرهنگ را نیز نباید فراموش کنیم چرا که در فرهنگ ما، کسی که بیش از حد به ظاهر خود رسیدگی کند را احتمالاً خودخواه می‌نامیم و این امر نزد ما، علمی مکروه حساب می‌شود لذا برای همرنگ شدن با جماعت احتمالاً مجبور به عقب‌نشینی از خواسته‌های قلبی‌مان (و آنچه که واقعاً درست است) خواهیم بود.

قاعدتاً بنده که تخصصی در این زمینه ندارم، نباید پا در کفش متخصصین و روان‌شناسان بکنم ولی راهکاری که به ذهنم می‌رسد این است که:

سقف آرزوهای‌مان را به ازدواج ختم نکنیم؛ یعنی فکر نکنیم اگر ازدواج کردیم، دیگر همه چیز تمام است. بلکه بهتر است همیشه برای خودمان ارزش قائل شویم و خودمان را دوست داشته باشیم و به سر و وضع‌مان برسیم که اگر چنین نباشد، نه تنها خودمان، خودمان را دوست نخواهیم داشت که احتمالاً دیگران هم چندان علاقه‌ای به مصاحبت و هم‌نشینی با ما نخواهند داشت، خاصه همسر عزیز خودمان.

شما خودتان قضاوت کنید. اگر همسرتان کسی را ببیند که بسیار به سر و وضع خود می‌رسد و شما را هم ببیند که چندان توجهی به این مسایل نمی‌کنید، آیا به او حق نمی‌دهید که دیگری را به شما ترجیح دهد، هرچند شما را واقعاً از ته دل دوست داشته باشد؟

امیدوارم به گونه‌ای زندگی کنیم تا حسرت بسیاری از چیزها، بعد از دست دادن‌شان بر دل‌مان نماند و امیدوارم فراموش نکنیم که: ما چه بخواهیم چه نخواهیم، جذب زیبایی‌ها می‌شویم. احتمالاً هرکسی می‌تواند با کمی فکر کردن به گذشتۀ خود برای این جمله، چندین و چند مورد مصداق پیدا کند.

وانگهی، امیدوارم فراموش نکنیم حرف قیصر امین‌پور عزیز را که می‌گفت: ناگهان چقدر زود، دیر می‌شود.

ارادتمندِ شما،
سینا شهبازی.

6 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. من باز دلم خواست روی این پست واست کامنت بذارم سینا جان ❤
    اصلا اسم عروسی که میاد آدم روحش وا میشه
    به خدا اگه عروسیت منو دعوت نکردی میام شیشه‌های وبلاگتو میارم پایین 😂

    تازه اگر مورد مناسبی به تورت خورد تعارف نکن بیارش پیش خودم مخشو می‌زنم واست بله رو می‌گیرم
    به دلم افتاده قراره بزودی بری قاطی مرغا 😂😂😂

    1. چقدر کار خوبی کردی. شما مجوز داری روی هر نوشته‌ای، هرچندتا کامنت که دوست داشتی بذاری و بدون که هیچ کامنتی از چشم‌های من پنهان نمی‌مونه، حتی اگر بهش جواب ندم.
      آدمو می‌ترسونی 😀 بدون تهدید هم من اینکارو می‌کردم، چرا تهدید خواهر؟ :))
      مورد مناسب که زیاد هست ولی به دل من نمی‌شینن.
      نه بابا به دلت این چیزا نیفته. الآن که دارم فکر می‌کنم، می‌بینم هنوز قصد ادامه تحصیل دارم.

  2. سلام…
    خیلی از نوشته ات خوشم اومد چقدر خوب گفتی در این مورد😊
    انشاءالله مورد مناسبتو پیدا کردی منم دعوتما، از الان گفتم… 😄

    1. سلام بر لیلای دل آرامِ زینب قصۀ ما 🙂
      اون که حتماً، با کمال میل. شما هم اگه مورد مناسبی پیدا کردی یا فکر کردی می‌تونه مناسب باشه، بگو بیام برات برادری کنم و از این حرف‌ها 😀

    1. سلام زینب جان 🙂
      دیگه کم کم باید آستین برات بالا بزنیم 😀
      خدا را شکر که با خوندن این نوشته‌ها، حال یک دوست خوب می‌شه…
      ممنونم که با این کامنت، حال من رو هم خوب کردی.

دیدگاهتان را بنویسید

istanbul escort porno seyret maltepe escort